با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن علمی مطالعات نهج البلاغه ایران

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، اصفهان، ایران

چکیده

کاربردشناسي زبان در کنار معناشناسي، دو بخش مهم زبان-شناسي نوين هستند که وظيفه بررسي معناي متون ادبي و غيرادبي را به عهده دارند. معناشناسي به بررسي معناي زبان شناختي واژگان اختصاص دارد، اما کاربرد شناسي به بررسي معنا در بافت و بررسي نيت و منظور گوينده يا نويسنده مي-پردازد. يکي از موضوعات اساسي در کاربردشناسي، مسأله تلويح يا بيان ضمني است که توسط فيلسوف معروف انگليسي «پل گرايس» مطرح شد، با اين باور که که انسان‌ها در گفتگوهاي خود از مبناي منطقي با عنوان «اصل همکاري» پيروي مي‌کنند که ناديده گرفتن آن موجب پيدايش معنايي تلويحي در گفتار مي‌شود. با توجه به اينکه متن نهج البلاغه از سطوح معنايي متعددي برخوردار است، نگارندگان پژوهش حاضر سعي دارند که با استفاده از روش توصيفي-تحليلي و با تکيه بر نظريه گرايس، متن خطبه اشباح را از نظرگاه يادشده مورد واکاوي قرار بدهند و به تلويح‌ها و لايه-هاي عميق‌تر معنايي در آن دست يابند. نتايج پژوهش بيانگر آن است که اصل همکاري در خطبه اشباح، با استفاده از اسلوب‌هاي زباني و بلاغي نقض شده است و در اثر نقض آن، معناهاي تلويحي مهمي از جمله بيان برخي از صفات الهي، تجلي آيات و حکمت خداوند در هستي و فراخواندن مخاطب به تأمل درباره نشانه‌هاي خداوند در کلام شکل گرفته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات