نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 دانشيار گروه زبان و ادبيات عربي دانشگاه پيام نور، تهران، ايران
2 دانشجوي دکتراي علوم و معارف نهجالبلاغه، دانشگاه ميبد، ميبد، ايران
چکیده
نهجالبلاغه و "حکم العطائيه" دو کتاب تاثير گذار نزد بزرگان اهل ادب هستند؛ تا جائي که توجّه بسياري از انديشمندان را به خود جلب نموده و بسياري از نويسندگان جهت ارتقاء ارزش ادبي و معنوي آثار خود، سخنان حکمت آميز اين دو کتاب را در لابهلاي نوشت هاي خود گنجاندهاند؛ چرا که صاحبان اين دو اثر يعني امام علي (ع) و ابن عطاء الله اسکندري، سخنان خود را از سوئي آکنده از مفاهيم ارزندة اخلاقي و تربيتي نموده، و از سوي ديگر گفتار خود را در قالبهاي زيباي بلاغي و زباني ريخته تا جذابيت و بداعت آنها دوچندان گردد. موسيقي آوائي حکمتهاي اين دو کتاب، به گونهاي است که افزون بر گوشنوازي، جلب اذهان و افكار مخاطبان، امكان اسـتنباط معاني و مفاهيم حکمتها را به شکل بسيار زيبائي فراهم آورده است. هدف اين جستار آن است تا به روش تحليلي- توصيفي و با تکيه بر برخي حکمتهاي مشابه در نهجالبلاغه و حکمتهاي العطائيه، ضمن تحليل برخي از مؤلفههاي آواشناسي در اين دو کتاب، ارتباط اصوات پربسامد بر معنا و زيبابخشي ديگر جنبههاي بلاغي در هر دو اثر را نشان دهد؛ که البته با بررسي و مقايسة پارهاي از حکمتهاي اين دو کتاب، ميتوان دريافت که گرچه در هر دو، بکارگيري جهات آواشناسي ياد شده، به ويژه ارتباط آواي الفاظ و معنا، زيبائي و ملاحت کلام را دو چندان نموده است؛ اما تفوق بهرة زيبائي- بلاغي به ويژه جناس در نهجالبلاغه، به نسبت حکم العطائيه کاملا هويداست؛ و اين سبب التذاذ شنونده شده و روح و جان او را به تسخير خود درميآورد. گرچه بکارگيري واژگان بليغتر و اصوات کارآمدتر در ارتباط با معنا و چينش بهتر کلمات در کنار هم و استفاده از لغات فصيحتر در نهج البلاغه را هم بايد به برتريهاي قبلي افزود.
کلیدواژهها
موضوعات