با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن علمی مطالعات نهج البلاغه ایران

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 گروه معارف اسلامی، دانشگاه پيام نور، تهران، ايران

2 گروه علوم قرآن و حديث، دانشکده الهيات، دانشگاه ايلام، ايلام، ايران

10.30473/anb.2026.75348.1460

چکیده

نهج‌البلاغه، به‌عنوان گنجینه‌ای از آموزه‌های دینی و اخلاقی و منبعی کلیدی پس از قرآن کریم، ابزاری کارآمد و سودمند برای فهم و مدیریت انواع چالش‌ها، به‌ویژه تعارض منافع، محسوب می‌شود. تعارض منافع به‌عنوان یکی از چالش‌های اساسی در دهه‌های اخیر، باعث بروز فساد و نا عدالتی شده و آسیب‌های جبران‌ناپذیری به افراد، جوامع و نظام‌های حکومتی وارد می‌کند؛ بنابراین سؤال اصلی این است که مصادیق تعارض منافع، از منظر نهج‌البلاغه کدام‌اند و زمینه‌های بروز و مؤلفه‌های مؤثر در ایجاد آن‌ها چیست؟ این نوشتار باهدف شناسایی و تبیین مصادیق تعارض منافع از منظر نهج‌البلاغه، به بررسی زمینه‌های بروز آن‌ در رفتار شخصیت‌های تاریخی اسلام همچون: زبیر بن عوام، عبدالله‌بن قیس، معروف به ابوموسی اشعری و زیاد‌بن ابیه، می‌پردازد. به‌منظور نیل به این هدف، ضمن به‌کارگیری روش توصیفی-تحلیلی، به آموزه‌های علوی استناد شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که نهج‌البلاغه به‌طور گسترده به مصادیق تعارض منافع پرداخته و سه عامل کلیدی را به عنوان زمینه‌ساز تعارض منافع معرفی می‌کند: آزمون‌های الهی که از طریق وسوسه‌های شیطانی و تمایلات نفسانی (هوای نفس) انسان را در موقعیت انتخاب قرار می‌دهند، دنیاطلبی و فزون‌خواهی فردی که باعث ترجیح منافع شخصی بر منافع عمومی می‌شود و استکبار و خودبرتربینی که مانع پذیرش حق و انجام وظیفه مسئولانه می‌شود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که تعارض منافع پدیده‌ای فراگیر است که انسان‌ها در طول زندگی خود به‌طور مداوم با آن مواجه می‌شوند. نهج‌البلاغه بابیان عوامل شکل‌گیری و زمینه‌های بروز آن، راه‌حل‌هایی برای مدیریت این تعارضات ارائه می‌دهد.

کلیدواژه‌ها