با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن علمی مطالعات نهج البلاغه ایران

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

گروه زبان وادبیات عربی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه ولی عصر (عج)، رفسنجان، ایران

10.30473/anb.2026.78330.1498

چکیده

پادگفتمان از مفاهیم نوین در حوزه تحلیل گفتمان است که به عناصری اطلاق می‌شود که با ایجاد هاله‌ای معنایی پیرامون هسته مرکزی گفتمان، به حمایت، تثبیت و تقویت قدرت اقناعی آن می‌پردازند. واژه «ما» در زبان عربی به سبب تعدد وجوه معنایی و کارکردی خود، از جمله مقولاتی است که می‌تواند از جایگاه صرفاً نحوی فراتر رفته و نقش پادگفتمانی ایفا کند. این پژوهش با رویکردی تلفیقی از تحلیل نحوی، بلاغی و گفتمانی و با تکیه بر مفهوم پادگفتمان به عنوان چارچوب نظری، تمامی خطبه‌های نهج‌البلاغه را به‌صورت استقرای تام بررسی نموده و از میان ۸۱۹ موضع استخراج‌شده، نمونه‌های شاخص هر نوع را تحلیل کیفی کرده است. یافته‌های آماری نشان می‌دهد که «ما»ی موصوله با ۴۸۹ مورد پربسامدترین نوع است و پس از آن نافیه ۱۰۰، زائده ۶۷، مصدریه ۵۷، استفهامیه ۵۰، شبیه به لیس ۲۷، تعجبیه ۲۲ و شرطیه ۷ مورد قرار دارند. تحلیل کیفی نشان می‌دهد که «ما»ی موصوله با ترسیم مرزهای هویت گفتمانی میان «خودی» و «دیگری»، استفهامیه با مختل کردن روال عادی ارتباط و واداشتن مخاطب به بازاندیشی، تعجبیه با برجسته‌سازی عاطفی مفاهیم محوری و ایجاد شوک شناختی، شرطیه با تثبیت قوانین تغییرناپذیر، نافیه با مضاعف‌سازی لایه‌های تأکید، مصدریه با عینی‌سازی مفاهیم انتزاعی و ارجاع بینامتنی به قرآن، و زائده کافّه با ایجاد حصر و موجزگویی قاطع، گفتمان مرکزی امام را در برابر تزلزل معنایی و تشکیک مخاطب حمایت کرده‌اند. این مطالعه نشان می‌دهد که «ما» در نهج‌البلاغه یک راهبرد پادگفتمانی نظام‌مند و چندلایه است.

کلیدواژه‌ها