نوع المستند : المجلة العلمية البحوثية
المؤلفون
1 قسم اللغة العربية وآدابها، كلية اللغات الأجنبية، جامعة ولي عصر، رفسنجان، إيران
2 قسم اللغة العربية وآدابها، كلية اللغات الأجنبية، جامعة ولي العصر (عج)، رفسنجان، إيران
المستخلص
يُعدّ الخطاب المضاد من المفاهيم الحديثة في مجال تحليل الخطاب، ويُطلق على العناصر التي تعمل، عبر خلق هالة دلالية حول النواة المركزية للخطاب، على دعمه وترسيخه وتعزيز قوّته الإقناعية. وتُعدّ لفظة «ما» في اللغة العربية، نظراً لتعدّد أوجهها الدلالية والوظيفية، من المقولات التي يمكن أن تتجاوز موقعها النحوي المحض لتؤدّي دوراً خطابياً مضاداً. وقد اعتمد هذا البحث، متّكئاً على مفهوم الخطاب المضاد بوصفه إطاراً نظرياً، منهجاً متكاملاً يجمع بين التحليل النحوي والبلاغي والخطابي، حيث استقرأ جميع خُطب نهج البلاغة استقراءً تامّاً، واستخرج ۸۱۹ موضعاً لأنواع «ما»، ثمّ حلّل عيّناتٍ ممثّلة لكلّ نوعٍ تحليلاً كيفيّاً. وتُظهر النتائج الإحصائية أنّ «ما» الموصولة هي الأكثر تواتراً بواقع ۴۸۹ مرّة، تليها النافية (۱۰۰)، فالزائدة (۶۷)، فالمصدرية (۵۷)، فالاستفهامية (۵۰)، فالشبيهة بليس (۲۷)، فالتعجّبية (۲۲)، فالشرطية (۷). ويكشف التحليل الكيفي أنّ «ما» الموصولة ترسم حدود الهوية الخطابية بين «الذات» و«الآخر»، والاستفهامية تعطّل النسق التواصلي الاعتيادي لحمل المخاطَب على إعادة النظر، والتعجّبية تبرز المفاهيم المحورية عاطفيّاً عبر الصدمة المعرفية، والشرطية تكرّس القوانين الثابتة، والنافية تضاعف طبقات التوكيد، والمصدرية تجسّد المفاهيم المجرّدة وتحيل إلى القرآن الكريم تناصّياً، والزائدة الكافّة تخلق قصراً وإيجازاً قاطعاً، وكلّها تسهم في حماية الخطاب المركزي للإمام (ع) من التزعزع الدلالي وتشكيك المخاطَب. وتُبيّن هذه الدراسة أنّ «ما» في نهج البلاغة تمثّل استراتيجية خطابية مضادّة منهجية ومتعدّدة المستويات.
الكلمات الرئيسية
عنوان المقالة [Persian]
تحلیل و بررسی پادگفتمان «ما» در خطبههای نهجالبلاغة
المؤلفون [Persian]
- سید مرتضی صباغ جعفری 1
- اعظم شمس الدینی 1
- مرضیه جهان پیما 2
1 گروه زبان وادبیات عربی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه ولی عصر (عج)، رفسنجان، ایران
2 گروه زبان وادبیات عربی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه ولی عصر (عج)، رفسنجان، ایران
المستخلص [Persian]
پادگفتمان از مفاهیم نوین در حوزه تحلیل گفتمان است که به عناصری اطلاق میشود که با ایجاد هالهای معنایی پیرامون هسته مرکزی گفتمان، به حمایت، تثبیت و تقویت قدرت اقناعی آن میپردازند. واژه «ما» در زبان عربی به سبب تعدد وجوه معنایی و کارکردی خود، از جمله مقولاتی است که میتواند از جایگاه صرفاً نحوی فراتر رفته و نقش پادگفتمانی ایفا کند. این پژوهش با رویکردی تلفیقی از تحلیل نحوی، بلاغی و گفتمانی و با تکیه بر مفهوم پادگفتمان به عنوان چارچوب نظری، تمامی خطبههای نهجالبلاغه را بهصورت استقرای تام بررسی نموده و از میان ۸۱۹ موضع استخراجشده، نمونههای شاخص هر نوع را تحلیل کیفی کرده است. یافتههای آماری نشان میدهد که «ما»ی موصوله با ۴۸۹ مورد پربسامدترین نوع است و پس از آن نافیه ۱۰۰، زائده ۶۷، مصدریه ۵۷، استفهامیه ۵۰، شبیه به لیس ۲۷، تعجبیه ۲۲ و شرطیه ۷ مورد قرار دارند. تحلیل کیفی نشان میدهد که «ما»ی موصوله با ترسیم مرزهای هویت گفتمانی میان «خودی» و «دیگری»، استفهامیه با مختل کردن روال عادی ارتباط و واداشتن مخاطب به بازاندیشی، تعجبیه با برجستهسازی عاطفی مفاهیم محوری و ایجاد شوک شناختی، شرطیه با تثبیت قوانین تغییرناپذیر، نافیه با مضاعفسازی لایههای تأکید، مصدریه با عینیسازی مفاهیم انتزاعی و ارجاع بینامتنی به قرآن، و زائده کافّه با ایجاد حصر و موجزگویی قاطع، گفتمان مرکزی امام را در برابر تزلزل معنایی و تشکیک مخاطب حمایت کردهاند. این مطالعه نشان میدهد که «ما» در نهجالبلاغه یک راهبرد پادگفتمانی نظاممند و چندلایه است.
الكلمات الرئيسية [Persian]
- گفتمان
- پادگفتمان
- انواع «ما»
- نهجالبلاغه