نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فلسفه و کلام اسلامی، مدرس دانشگاه ازاد کرج، ایران.
2 کتایون نصیری، دانشجوی دکتری نهج البلاغه (علوم علوی) دانشگاه پیام نور تهران جنوب
3 محمدرضا محمودپناهی، استادیار گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده
مهمترین اصل در واقعگرایی در برخورد با دشمن، منطقی عمل کردن است، دعوت به آرامش، صلح، رعایت ادب و دعوت به گفت و گو است که این مهم در منش و گفتار امام علی علیه السلام بسیار به چشم میخورد. در اندیشه امام علی(علیه السلام) پیوند عقلانیت با واقعنگری و همچنین سازگاری آن با آرمانخواهی مورد پذیرش قرار گرفته و از نگرش یکسویه و انحصارگرایانه در این زمینه اجتناب شده است. بدین جهت، نحوه مواجهه و چگونگی جمع «آنچه هست» و «آنچه باید، باشد»، مسألهای است که تأثیر آن در مشروعیت و مشارکت اجتماعی در پیوند با انسجامبخشی جامعه حائز اهمیت است. حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) حدود 5 سال حاکمیت جهان اسلام را عهدهدار بودند و لذا روش حاکمیتشان، نه تنها منشور حقوق بشر، که دایرهالمعارف روش حاکمیت در هر عصر و زمانی است و از آن جا که دوران ایشان مصادف با ظهور احزاب، فرقهها، اندیشهها و تفکرات مختلف بسیاری است، الگوی برخورد ایشان با تمام اقشار جامعه و حتی دشمنان حضرت (علیه السلام)، نقشهی راهی پیش روی حاکمان دوران پرطمطراق افکار و اندیشهها نهاده است. در این پژوهش که شیوه آن انجام تحلیل مضمون، به بیان واقعنگری در اندیشهی اجتماعی امیرالمؤمنین (علیه السلام) در برخورد با دشمن با رویکرد اخلاقی میپردازد. همچنین به این سؤال پاسخ داده شد که رویکرد اخلاقی در اندیشه اجتماعی امام علی (علیهالسلام)، در اهمیت واقعنگری در برخورد با دشمنان چگونه بوده است. این پژوهش برآن است که به واقعگرایی برخورد با دشمن را در سیره و گفتار امام علی (علیهالسلام)، در نهجالبلاغه نشان دهد.
کلیدواژهها