نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 أستاذ مشارك، جامعة تربية مدرس، طهران، إيران
چکیده
این پژوهش با هدف برجسته کردن تأثیر پالایش تفسیر داستانهای قرآنی از اسرائیلیات (سنتهای یهودی) و روایتهای نامربوط بر هدایت فهم احکام الهی و اهداف تجویزی قرآن و نقش آن در اصلاح اندیشه جمعی و ایجاد آگاهی انتقادی در جامعه مسلمان و در نتیجه رفع عدم تعادلهای فکری و اجتماعی انجام شده است. مشکل پژوهش این است که نفوذ جزئیات اسطورهای و خرافات در تفاسیر، قوانین تمدنی حاکم بر ظهور و سقوط ملتها را مبهم کرده و روایت قرآنی را از یک روششناسی برای حرکت و اصلاح به یک روایت تاریخی صرف تبدیل کرده است. برای بررسی این مشکل، این پژوهش با رویکردی تحلیلی-مقایسهای، به بررسی دیدگاههای تفسیری انتقادی و نمونههای منتخب از «نهجالبلاغه» (اوج بلاغت) امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) میپردازد تا از رویکرد منحصر به فرد ایشان در تبیین وقایع تاریخی و استخراج اصول اساسی آنها، همانطور که در خطبه قاصعه نشان داده شده است، الهام بگیرد. اهمیت این مطالعه ناشی از تأکید آن بر ضرورت رهایی ذهن مسلمانان از جبرگرایی و تفاسیر خرافی و ایجاد رویکرد استدلال علّی در فهم تحولات تاریخی و اجتماعی است. یافتهها نشان داد که تجرید روایتهای قرآنی، توجه را از جزئیات فرعی به اصول کلی و قوانین حاکم، مانند اصول آزمایش، جایگزینی و تغییر اجتماعی، معطوف میکند. علاوه بر این، مقایسه کاربردی نشان داد که نهجالبلاغه الگوی عملی پیشگامی برای استفاده از روایتهای قرآنی برای پیوند گذشته با حال و ایجاد یک پروژه اصلاحی جامع بر اساس اجتنابناپذیری قوانین الهی در هدایت و جهتدهی جوامع بشری است
کلیدواژهها