نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده
مسئله اصلی این مقاله، بحران نظری ناشی از گسست اخلاق از قدرت در فلسفه سیاسی مدرن و خلأ الگوی بومی-اخلاقی برای حکمرانی در جهان اسلام است. گفتمان مسلط غربی با تقدسزدایی از سیاست و تقلیل اخلاق به ابزاری برای بقای قدرت، به بحرانهایی چون فساد ساختاری و عقلانیت ابزاری افراطی دامن زده است. هدف این پژوهش، تبیین مفهوم «زهد سیاسی» در اندیشه امام علی(ع) بهمثابه نظریهای جایگزین و نقد بنیادین فلسفه قدرتطلبی غرب است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کیفی متنمحور است که با بررسی خطبهها، نامهها و حکمتهای نهجالبلاغه، مؤلفههای این نظریه را استخراج و با فلسفه ماکیاولی مقایسه کرده است. یافتهها نشان میدهد زهد از منظر امام علی(ع) نه کنارهگیری از سیاست، بلکه کنشی فعال و اخلاقمدار در مدیریت قدرت است که در آن، قدرت به مثابه «امانت الهی» و مسئولیتی در برابر خدا و مردم تعریف میشود و غایت آن، عدالت و کرامت انسانی است. این نگرش در تقابل کامل با پارادایم ماکیاولیستی قرار دارد که قدرت را غایت و اخلاق را تابع مصلحت میداند. نتیجه آنکه بازخوانی زهد سیاسی علوی، چارچوب نظری کارآمدی برای نقد بحرانهای حکمرانی معاصر و طراحی الگوی حکمرانی اخلاقمحور ارائه میدهد و میتواند پاسخی اصیل به چالشهای معنویتزدایی و فساد در نظامهای سیاسی باشد. این پژوهش، نهجالبلاغه را بهعنوان منبعی زنده برای نظریهپردازی در فلسفه سیاسی اسلامی بازخوانی میکند.
کلیدواژهها