با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن علمی مطالعات نهج البلاغه ایران

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

10.30473/anb.2026.77793.1489

چکیده

امام علی (ع) و سهراب سپهری هر دو در باره مرگ اندیشیده‌اند. مرگ برای هر دو، آینه ای برای خودشناسی است. برای هر دو ترس از مرگ و لزوم پیدا کردن راهی برای زدودن این ترس از ذهن و روان انسان مطرح است اما تحلیل امام علی (ع) و سهراب سپهری از مرگ و راه برطرف کردن ترس از مرگ، متفاوت است. دلیل این تفاوت هم، تفاوت مبانی‌ای است که این دو تحلیل خود از مرگ را بر آن مبانی مبتنی کرده‌اند. امام علی (ع) با اتکا به دین اسلام و باور به خدای خالق، جدایی دنیا از آخرت، و وجود بهشت و جهنم، مرگ را دروازه ورود به جهانی دیگر می‌داند. از نگاه ایشان، راه رهایی از ترس مرگ، سامان‌دادن گفتار و رفتار در این دنیا بر اساس ایمان به خدا و روز جزاست.

در مقابل، سهراب سپهری با نگاه عرفانی و طبیعی، قائل به جدایی عالم قدسی از جهان مادی نیست و خدا را در طبیعت جستجو می‌کند. او با مسکوت نهادن مسئله آخرت، مرگ را در متن زندگی و به مثابه پدیده‌ای طبیعی معرفی می‌کند و تلاش دارد از این طریق هراس از آن را برطرف سازد.

به نظر می رسد نگاه امام علی (ع) در این خصوص، انطباق بیشتری با واقعیت داشته باشد و بهتر بتواند ذهن مخاطب را قانع سازد. در حالی که نگاه سهراب سپهری گرچه زیبا و جذاب است ولی بیشتر رویایی و خیالین است و با واقعیت زندگی انسان ها سازگاری کمتری دارد.

کلیدواژه‌ها