نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسنده
دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
چکیده
نظریهپرداز معروف فرانسوی ژان رنه لادمیرال اجزایی را برای رویارویی با مشکلات ترجمه فهرست میکند که مترجم باید بداند و با آنها کار کند. این نظریهپرداز بر این باور است که محدود کردن ترجمه به رمزگشایی ساده اشتباه است و ترجمه باید با بازنویسی همراه باشد و مترجم باید معنا را تولید یا بازآفرینی کند. نظریه لادمیرال در کلیت خود رویکردی هدفمحور است و کارایی ترجمه در این دیدگاه مستقیماً به میزان کمبود متن مبدأ و میزان سازگاری آن با فرهنگ و فضای ذهنی مخاطب بستگی دارد. این پژوهش بر آن است تا ترجمه نهجالبلاغه دشتی را بر اساس نظریه کاربردی لادمیرال با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ارزیابی عملکرد مترجم در ترجمه متن مبدأ بررسی کند. از این منظر، نامههای نهجالبلاغه را بهعنوان مورد پژوهشی بر اساس ترجمه هدفمحور دشتی و میزان هماهنگی و کارایی آن با مولفههای دیدگاه لادمیرال شامل حق انتخاب، حداقل تفسیر، جابهجایی و ... بررسی کردیم. نتایج تحقیق نشان میدهد که ترجمه دشتی از رسائل نهجالبلاغه بر اساس این نظریه، سازگاری و همسانی زیادی با نظریه لاادمیرال دارد و تمام تلاش مترجم در جهت رساندن پیام متن به مخاطب بوده است. مترجم با توجه به بازآفرینی عبارات و تولید فرهنگی بر اساس هموارسازی متن بر اساس دیدگاه لادمیرال توانسته زبان مقصد را ارائه دهد. همچنین نشان داد که عناصر خوانایی و زیبایی بیشترین کاربرد را در ترجمه دشتی دارد که هدف آن رساندن پیام متن به مخاطب است. نباید فراموش کرد که نظریه لادمیرال نیز مانند سایر نظریههای ترجمه کامل نیست و به دلیل کلی بودن نظریه وی، زمینه برای مترجم برای اعمال سلیقه خود در بحث ترجمه باز است. بازآفرینی و تولید معانی جدید در ترجمه، محور اصلی نظریه لادمیرال را تشکیل میدهد و به این ترتیب مترجم از چارچوبهای کلامی و ساختاری متن مبدا فراتر رفته و به انتقال مفهوم میاندیشد و گاه متهم به بیاعتمادی و فراموشی متن اصلی میشود.
کلیدواژهها