با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن علمی مطالعات نهج البلاغه ایران

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

10.30473/anb.2026.78456.1500

چکیده

«حجاجیت» از برجسته‌ترین مفاهیم در پژوهش‌های نوین کاربردشناسی غرب است و پیوندی ناگسستنی با زبان‌شناسی متن دارد که نقطه‌ی عطفی متمایز برای پژوهشگران این حوزه به شمار می‌رود. از سوی دیگر، تلفیق «زبان‌شناسی کاربردشناختی» و «تحلیل گفتمان انتقادی»، رویکردی روش‌شناختی را فراهم می‌آورد که در آن، اصول گرایس به‌عنوان ابزارهای حجاجیِ راهبردی به‌کار گرفته می‌شوند تا چگونگی تحول زبان از یک ابزار ارتباطی صرف به کنشی فعال در مهندسی واقعیت و تثبیت قدرت را آشکار سازند. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی و کالبدشکافی ساختارهای حجاجی و کاربردشناختی خطبه‌های امام علی (ع) در «نهج‌البلاغه»، از دریچه‌ی «اصل همکاری» و چهار قاعده‌ی گفتگویی پل گرایس انجام شده است. این مطالعه بر این فرضیه استوار است که این سازوکارهای زبانی، نه صرفاً به‌عنوان ابزارهای ارتباطی، بلکه به‌مثابه راهبردهای حجاجیِ متعالی برای بنیان‌گذاری استدلال و تثبیت اقتدار شناختی و مشروعیت گفتمان به‌کار گرفته شده‌اند. این پژوهش با بهره‌گیری از روش «توصیفی-تحلیلی» به چهار دستاورد و نتیجه‌ی محوری دست یافته است: نخست، به‌کارگیری «اصل کمیت» از طریق ایجازِ فشرده و نقضِ عمدیِ قواعد، جهت اعمال سلطه‌ی شناختی؛ امری که به گفتمان ماهیتی جامع و قطعی بخشیده و آن را از هرگونه نقض و جدل مصون می‌دارد. دوم، بهره‌گیری از «اصل کیفیت» به‌عنوان «صداقت راهبردی» برای فروپاشی استدلال‌های خصم از درون، و تأسیس احکام بر پایه‌ی براهینی عینی و عقلانی که جای هیچ‌گونه انکاری باقی نمی‌گذارند. سوم، توظیف «اصل ارتباط» از طریق انتقال‌های ناگهانیِ موضوعی، به‌منظور بازچهارچوب‌بندیِ منازعات سیاسیِ دنیوی و ارتقای آن‌ها به جایگاه مسائل هستی‌شناسانه و مقدس. چهارم، پایبندی سخت‌گیرانه به «اصل شیوه» (شامل وضوح، ایجاز و نظم)، جهت تبدیل حقایق تلخ به بدیهیاتِ ادراکی که هیچ‌گونه تأویلی را برنمی‌تابند. در نهایت، این مطالعه به این نتیجه می‌رسد که نبوغ بلاغی در نهج‌البلاغه در تعامل پویای میان «پایبندی به این اصول» جهت اقامه‌ی حجت، و «نقض عمدیِ آن‌ها» به‌منظور تولید معنای ضمنی نهفته است. بدین‌سان، گفتمان از کارکرد صرفِ انتقال اطلاعات فراتر رفته و به ابزاری کنش‌گر در شکل‌دهی به واقعیت، ابطال حجت خصمان، و تثبیت اقتداری گفتمانی و یگانه تبدیل می‌شود که قداست، عقلانیت و تعالی اخلاقی را در خود گرد آورده است.

کلیدواژه‌ها