با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن علمی مطالعات نهج البلاغه ایران

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه علوم اسلامی شهید محلاتی دانشگاه علوم قرآن و حدیث قم، ایران

2 استادیار گروه جامعه شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قم، ایران

3 دانشجوی کارشناسی دانشگاه علوم اسلامی شهید محلاتی قم، ایران

10.30473/anb.2026.75889.1469

چکیده

در مواجهه با چالش‌های معاصر نظیر فردگرایی و تضعیف پیوندهای بین‌فردی که نهاد خانواده را تهدید می‌کند، این مقاله با هدف ارائه یک چارچوب نظری و راهبردی نوآورانه، به تحلیل مؤلفه‌های اجتماعی استحکام‌بخش به پایداری خانواده از منظر نهج‌البلاغه می‌پردازد. در حکمت علوی، خانواده نه یک نهاد صرفاً خصوصی، بلکه "سلول بنیادین تمدن اسلامی" نگریسته می‌شود که پایداری آن، ضرورتی راهبردی برای تحقق جامعه‌ای سالم است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با فراتر رفتن از رویکردهای سنتی، الگوی نوآورانه "حلقه‌های اجتماعی استحکام" را معرفی می‌کند که مؤلفه‌ها را به صورت نظام‌مند در سه سطح درهم‌تنیده طبقه‌بندی می‌نماید: ۱. حلقه استحکام درونی (پویایی‌های خرد اجتماعی)، با تمرکز بر مؤلفه‌هایی چون "مشورت فعال" و "همکاری مبتنی بر کرامت"؛ ۲. حلقه تعامل اجتماعی (تعاملات میان‌فردی با محیط)، که به "صله رحم شبکه‌ای" و "همسایگی مسئولانه" می‌پردازد؛ و ۳. حلقه رسالت اجتماعی (کارویژه کلان اجتماعی)، که نقش خانواده را به عنوان عامل تغییر از طریق "عدالت‌خواهی خانوادگی" و "مقاومت فرهنگی" تعریف می‌کند. هر یک از این مؤلفه‌ها با استناد به خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های نهج‌البلاغه تبیین شده و برای تحقق آن‌ها راهبردهای کاربردی ارائه می‌گردد. یافته‌ها نشان می‌دهد که نهج‌البلاغه، نقشه راهی جامع برای گذار خانواده از مفهوم "پایداری" به "تعالی" ارائه می‌دهد و آن را از یک واحد منفعل و درون‌گرا به یک هسته فعال، تأثیرگذار و تمدن‌ساز در جامعه اسلامی بدل می‌سازد.

کلیدواژه‌ها