نوع المستند : المجلة العلمية البحوثية
المؤلفون
1 أستاذ مساعد، قسم علوم القرآن والحديث، جامعة بيام نور، طهران، إيران.
2 أستاذ مساعد، قسم الفقه وأصول القانون الإسلامي، جامعة بيام نور، طهران، إيران.
المستخلص
يُعَدّ الحق في اللجوء إلى القضاء من أهم الأسس المؤسسة للعدالة القضائية، وقد قدّم نهج البلاغة، قبل قرون من الصكوك الدولية المعاصرة، تصورًا متكاملًا لهذا الحق ذي بُعدٍ أخلاقي وقيمي رصين. اعتمدت هذه الدراسة المنهج الوصفي–التحليلي لمقارنة ثلاثة مكوّنات جوهرية لهذا الحق، وهي: المساواة أمام القانون، واستقلالية القاضي وحياده، وإمكانية الوصول الفعّال إلى العدالة، في كلٍّ من نهج البلاغة والمادة (14) من العهد الدولي الخاص بالحقوق المدنية والسياسية. وتُظهر النتائج أن كلا النصين يُقرّ بهذه المكوّنات، غير أنهما يختلفان اختلافًا جوهريًا في مصدر الإلزام وآليات الضمان؛ إذ يرتكز ضمان العدالة في نهج البلاغة على «الوازع الذاتي للقاضي» و«المساءلة أمام الله» للحاكم، في حين يقوم العهد على الآليات المؤسسية والالتزامات التعاهدية للدول الأطراف. ويكشف تحليل شروح ابن أبي الحديد والعلامة الجعفري عن ترابط وثيق بين العدالة العلوية، والأخلاق القضائية، والتفقد الاجتماعي، والرقابة الذاتية. وتُشير المقاربة النقدية إلى أن تفسيرات لجنة حقوق الإنسان، وإن كانت ذات قيمة إرشادية، تفتقر إلى القوة الإلزامية المباشرة، كما أن النزعة الفردية في صياغة العهد لا تُضاهي الشمولية القيمية للعدالة العلوية. وتخلص الدراسة إلى أن التقاطعات المفهومية بين النصين تعكس فهمًا إنسانيًا مشتركًا للعدالة، وأن نهج البلاغة يمكن أن يشكّل رافدًا أخلاقيًا وروحيًا مكمّلًا للآليات القانونية المعاصرة، ومصدر إلهام لتطوير المنظومات القضائية في المجتمعات الإسلامية.
الكلمات الرئيسية
عنوان المقالة [Persian]
حق دادخواهی در نهجالبلاغه و بازتاب آن در میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی
المؤلفون [Persian]
- فرزاد اسفندیاری 1
- مصطفی ملکی 2
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه پیام نور ، تهران، ایران.
المستخلص [Persian]
حق دادخواهی یکی از بنیادیترین اصول عدالت قضایی است که نهجالبلاغه سدهها پیش از اسناد بینالمللی آن را در قالبی منسجم و اخلاقمحور تبیین کرده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی، سه مؤلفه اساسی این حق شامل برابری در برابر قانون، استقلال و بیطرفی قاضی و دسترسی مؤثر به عدالت را در نهجالبلاغه و ماده ۱۴ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی مقایسه میکند. یافتهها نشان میدهد که اگرچه هر دو متن این مؤلفهها را پذیرفتهاند، اما تفاوت بنیادین در منشأ الزام و سازوکار تحقق وجود دارد؛ بدین معنا که در نهجالبلاغه ضمانت اجرای عدالت بر «تقوای درونی» قاضی و «مسئولیت الهی» حاکم مبتنی است، در حالی که میثاق بر سازوکارهای نهادی و تعهدات قراردادی دولتها اتکا دارد. تحلیل شروح معتبر همچون ابنابیالحدید و جعفری نیز نشان میدهد عدالت در اندیشه علوی با اخلاق قضایی، تفقد اجتماعی و نظارت شخصیتی پیوندی عمیق دارد. افزون بر این، رویکرد انتقادی مقاله بیان میکند تصمیمات کمیته حقوق بشر با وجود نقش تفسیرگرانه، از الزامآوری کافی برخوردار نیستند و فردگرایی حقوقی میثاق در مواردی از جامعیت عدالت علوی فاصله میگیرد. در مجموع، مطالعه حاضر نشان میدهد اشتراکات مفهومی این دو متن بیانگر درک مشترک بشری از عدالت قضایی است و نهجالبلاغه با ارائه مبنایی الهی، اخلاقی و انسانمحور، میتواند مکمل معنوی و تقویتکننده سازوکارهای حقوق بشری و الهامبخش بازخوانی نظامهای قضایی در جوامع مسلمان باشد.
الكلمات الرئيسية [Persian]
- نهجالبلاغه
- میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی
- حق دادخواهی
- دادرسی عادلانه
- حقوق بشر