نوع المستند : المجلة العلمية البحوثية

المؤلفون

1 طالب الدکتوراه في قسم اللغة العربية وآدابها، جامعة الشهيد مدني بأذربيجان

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

المستخلص

وفقًا لنظریة جون أوستين  تمثّل أساليب النداء والأمر والدعاء أفعالًا إنجازية تتجاوز نقل المعنى إلى إحداث تأثير مباشر في المخاطب، كالحثّ أو الاستغاثة أو الدعوة لتحقيق غاية تواصلية. وانطلاقًا من هذا المنظور التداولي في نظرية أفعال الكلام التي وضعها أوستن وطوّرها سيرل، تم اختيار (النداء، الأمر، والدعاء) في خطب أمير المؤمنين (ع) بهدف الكشف عن البنية الإنجازية لهذه الأساليب، وبيان الوظائف التداولية التي تحققتها الخطب، سواء على مستوى التأثير في المخاطبين أو على مستوى بناء المعنى في السياق الديني والخطابي. من خلال المنهج الوصفي-التحليلي على ثلاثة عشر خطبة التي اختیرت بشكل عفوي، تبيَّن أن النداء في الخطاب الديني هو أداة تواصلية لتعزيز حضور المخاطَب ذهنيًّا. أما الأمر، فقد تجاوز وظيفته الإلزامية ليشمل النصح، الإرشاد، والتوجيه الديني، مما يدل على ثراء بنيته التداولية. في المقابل، اتّخذ الدعاء بُعدًا تواصليًّا وروحيًّا يربط المتكلم بالجمهور وبالخالق، ويُبرز الطابع الإقناعي والوجداني للخطاب. ومن خلال البحث، ظهر أنَّ خطب الإمام عليّ (ع) كشفت عن وعي لغوي عميق يوظّف أفعال الكلام لبناء خطاب حجاجي مؤثر، قادر على استمالة المتلقي وتحفيزه معرفيًا وروحيًا. وتوصلت الدراسة إلى أن تحليل هذه الأساليب في إطار نظرية أفعال الكلام يُسهم في تحقيق فهمٍ أدق للتفاعلات التواصلية في الخطاب الديني الإسلامي خلال عصوره الأولى، ويُبرز في الوقت ذاته الدور المحوري للمنهج التداولي في استكشاف البُعْد الأدائي للغة داخل النصوص التراثية.

الكلمات الرئيسية

الموضوعات الرئيسية

عنوان المقالة [Persian]

النّداء والأمر والدّعاء في خطب الإمام عليّ (ع)"دراسة تداولية وفق نظرية أفعال الكلام لأوستن"

المؤلفون [Persian]

  • Hayder Ali Flayyih 1
  • Parviz Ahmadzadeh houch 2
  • Ali Sayadani 2

1 Ph.D student of Arab Language and Literature, Azarbaijan Shahid Madani University

2 Associate Professor of Arabic Language and Literature, Azarbaijan Shahid Madani University ,Tabriz, Iran.

المستخلص [Persian]

بر اساس دیدگاه جان لانگشو آستین، ساختارهای ندایی، امری و دعایی افعال کلامی اجرایی هستند که فراتر از انتقال معنا، تأثیر مستقیمی بر گوینده‌ی مخاطب می‌گذارند؛ مانند تشویق، درخواست یاری یا فراخواندن برای دستیابی به هدفی ارتباطی مشخص.  بر اساس این دیدگاه کارکردی (پراگماتیک) مبتنی بر نظریه افعال کلامی که توسط آستین پایه‌گذاری و بعدها توسط سیرل توسعه یافت، اشکال «ندا»، «امر» و «دعاست» در خطبه‌های امیرالمؤمنین (علیه السلام) انتخاب شده‌اند تا ساختار انجام‌دهنده (پرفورماتیو) این سبک‌ها آشکار شود و کارکردهای کاربردی خطبه‌ها مشخص گردد؛ چه از منظر تأثیرگذاری بر مخاطبان و چه از جنبه ساخت معنا در بافت دینی و خطابی. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی كه بر  سیزده خطبه که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، مشخص شد که ندا در سخنرانی دینی، ابزاری ارتباطی برای تقویت حضور ذهنی مخاطب است. از سوی دیگر، «امر» از محدوده وظیفه الزام‌آور خود فراتر رفته و شامل نصیحت، راهنمایی و هدایت دینی می‌شود؛ چیزی که گواه غنای ساختار کاربردی (تداولی) آن است. در مقابل، «دعا» بعدی ارتباطی و معنوی پیدا می‌کند که خطابه­گو را هم با مخاطبان و هم با خالق پیوند می‌زند و بدین‌گونه، ویژگی‌های اقناعی و عاطفی گفتمان را برجسته می‌سازد. تحلیل کاربردی (تداولی) نشان داد که خطبه‌های امام علی (ع) آگاهی زبانی عمیقی را آشکار می‌سازد که در آن افعال کلامی به‌صورت هدمند برای ساخت گفتمانی استدلالی و تأثیرگذار به‌کار گرفته شده‌اند؛ گفتمانی که قادر است مخاطب را جذب کرده و او را از جنبه‌های شناختی و معنوی تحریک نماید. مطالعه به این نتیجه رسید که تحلیل این سبک‌های زبانی در چارچوب نظریه افعال کلامی، در دستیابی به درکی دقیق‌تر از تعاملات ارتباطی در گفتمان دینی اسلامی در دوران اولیه آن کمک می‌کند و در همین حال، نقش محوری روش کاربردی (تداولی) را در کشف بُعد انجام‌دهنده (پرفورماتیو) زبان در متون سنتی برجسته می‌سازد.

الكلمات الرئيسية [Persian]

  • ندا
  • امر
  • دعا
  • خطبه‌های امام علی (علیه السلام)
  • جان آستین