نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم و قرآن و حدیث، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور، واحد تفت، ایران
چکیده
مفهوم «فتنه» در نهجالبلاغه، بهویژه در گفتارهای مرتبط با جمل، بازتابدهنده گفتمانی چندلایه برای مواجهه با تحریف حقیقت، فریب نخبگان و مشروعیتبخشی کاذب به قدرت است. این پژوهش با تکیه بر الگوی سهسطحی تحلیل گفتمان انتقادیِ نورمن فرکلاف، بازنمایی فتنه را در دو متنِ محوریِ نهجالبلاغه ـ خطبه سوم (شقشقیه) و خطبه بیستوهفتم ـ بررسی میکند. در سطح توصیف متن، برجستهسازی دوگانههای معناییِ «حق/ باطل» و «دین/ دنیا»، کاربرد افعال افشاگرانه و استعارههای حسی، زبان را به ابزاری برای نقد و مقاومت تبدیل میسازد. در سطح تفسیر گفتمان، این خطبهها کنشی خطابی برای نفی مشروعیت بیعتشکنان و ساماندهی افق فهم مخاطب در موقعیت بحراناند. در سطح تبیین اجتماعی نیز، زمینههای تاریخی و قبیلهایِ پساعثمان و رخداد جمل بهمثابه بستر تولید معنا تحلیل میشود. یافتهها نشان میدهد خطابه علوی با «طبیعیزدایی» از روایت رقیب و جایگزینی «محوریت حق» بهجای «محوریت اشخاص»، فتنه را نه رخدادی صرفاً تاریخی، بلکه سازوکاری ایدئولوژیک برای مهندسی ادراک جمعی معرفی میکند.
کلیدواژهها