نوع المستند : المجلة العلمية البحوثية
المؤلفون
1 طالب في علوم القرآن والحديث، جامعة آزاد الإسلامية، فرع يزد، إيران
2 أستاذ مساعد، قسم علوم القرآن والحديث، جامعة آزاد الإسلامية، فرع يزد، إيران
3 أستاذ مساعد، قسم اللاهوت، كلية العلوم الإنسانية، جامعة آزاد الإسلامية، يزد، إيران
المستخلص
تتناول هذه الدراسة دورَ العلم في سلطة المؤسسات الحكومية من منظور التعاليم الإسلامية، مع التركيز على نهج البلاغة. وتبحث هذه المقالة، بالاستناد إلى تعاليم نهج البلاغة، دورَ العلم في سلطة المؤسسات الحكومية باستخدام المنهج الوصفيّ التحليليّ، ومن أهمّ محاورها: العلمُ وسلطةُ القيادة، والعلمُ وسلطةُ التشريع، والعلمُ وسلطةُ التنفيذ، والعلمُ وسلطةُ القضاء. وتُعزِّزُ سلطةُ المؤسسات الحكومية المشاركةَ العامةَ، وتستند إلى مبادئَ منها: بناءُ الثقة، والمسؤوليةُ، والانضباطُ في العمل، والمتابعةُ، والإحسانُ، وحُسنُ السلوك، والتسامحُ، والعدلُ، ونبذُ الظلم. وفي المنظور الإسلاميّ، لا تعتمد سلطةُ الحكومة على القوّة العسكرية أو السياسية فحسب، بل هي متجذّرةٌ في «الشرعيّة» و«العدل». وبما أنّ تحقيقَ العدالة يتطلّب تمييزًا دقيقًا بين الحقّ والباطل، وإدارةً رشيدةً للموارد، يُعَدّ «العلمُ» شرطًا أساسيًا لسلطة المؤسسات الحكومية. ويُعرِّف نهجُ البلاغة العلمَ بأنه «بصيرةٌ» و«معرفةٌ نافعة»، ويؤدّي ثلاثةَ أدوار رئيسة: معيارٌ للجدارة في اختيار أركان الدولة، أداةٌ لتحقيق العدالة وإدارة الأزمات، رابطٌ بين العلم والتقوى. ومن منظور التعاليم الإسلامية وشروح نهج البلاغة، لا يُعَدّ العلمُ أداةً إداريةً فحسب، بل هو أيضًا «عمادُ الحُكم». فالحكومةُ التي تفتقر أركانُها إلى العلم ستكون سلطتُها زائفةً ومؤقّتة، أمّا الحكومةُ المؤسَّسةُ على العلم فستُحقِّق سلطةً دائمةً، وعدالةً اجتماعيةً، واستقرارًا للنظام.
الكلمات الرئيسية
عنوان المقالة [Persian]
نقش علم در اقتدار ارکان حکومت از منظر آموزههای اسلامی با تأکید بر نهجالبلاغه
المؤلفون [Persian]
- حسین فرهادی هفشجانی 1
- کمال خواجه پور 2
- شهربانو مهینی 3
1 دانشجوی علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یزد، ایران
2 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
3 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
المستخلص [Persian]
این پژوهش به بررسی نقش علم در اقتدار ارکان حکومت از منظر آموزه های اسلامی با تأکید بر نهجالبلاغه می پردازد. در این مقاله، با تأکید بر معارف نهجالبلاغه با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نقش علم در اقتدار ارکان حکومت، که مهمترین عناوین آن عبارتند از: علم و اقتدار رهبری ، علم و اقتدار قانون گذاری، علم و اقتدار اجرایی، علم و اقتدار قضایی میپردازد. اقتدار ارکان حکومت مشارکت عمومی را تقویت کرده و اصولی را درپی خواهد داشت که عبارتند از: اصل اعتمادسازی، اصل مسئولیتپذیری، اصل انضباط کاری، اصل پیگیری، اصل مهرورزی، اصل رِفقوَرزی، اصل خوشرفتاری، اصل بردباری، اصل دادورزی و اصل نفی خودکامگی. در دیدگاه اسلام، اقتدار حکومت تنها در گرو قدرت نظامی یا سیاسی نیست، بلکه ریشه در «مشروعیت» و «عدالت» دارد. از آنجایی که تحقق عدالت مستلزم تشخیص دقیق حق از باطل و مدیریت صحیح منابع است، "علم" بهعنوان پیششرط اساسی برای اقتدار ارکان حکومت مطرح میگردد. نهجالبلاغه، با نگاهی فراتر، علم را در قالب «بصیرت» و "دانش نافع"تعریف میکند و سه نقش کلیدی ایفا میکند:
۱. معیار شایستهسالاری در انتخاب ارکان
۲. ابزار تحقق عدالت و مدیریت بحران
۳. پیوند علم با تقوا
حکومتی که بر پایه علم پایهگذاری شود، به اقتدار جاوید، عدالت اجتماعی و پایداری نظام دست پیدا خواهد کرد.
الكلمات الرئيسية [Persian]
- حکومت
- مدیریت سیاسی
- علم
- نهجالبلاغه
- اقتدار سیاسی