نوع المستند : المجلة العلمية البحوثية

المؤلفون

1 أستاذ مساعد، قسم علوم القرآن والحديث، جامعة بيام نور، إيران

2 عضو هيئة التدريس في قسم الفقه وأصول القانون الإسلامي، جامعة بيام نور، طهران، إيران.

10.30473/anb.2026.76354.1474

المستخلص

یُعدّ حقّ التظلّم من أهمّ الأصول المؤسِّسة للعدالة القضائیة، وقد قدّم نهج البلاغة قبل قرون من الوثائق الدولیة بیانًا متكاملاً ذی بُعدٍ أخلاقی لهذا الحقّ. تعتمد هذه الدراسة المنهج الوصفی–التحلیلی لمقارنة ثلاثة مكوّنات أساسیة لحقّ التظلّم، وهي: المساواة أمام القانون، واستقلالیة القاضی وحیاده، وإمكانية الوصول الفعّال إلى العدالة، فی نهج البلاغة والمادة ١٤ من العهد الدولی للحقوق المدنیة والسّیاسیة. وتُظهر النتائج أنّ كِلا النصّین یقبل هذه المكوّنات، غیر أنّ اختلافًا جوهریًّا فی منشأ الإلزام وآلیات التحقیق یمیّز بینھما؛ إذ یقوم ضمان العدالة فی نهج البلاغة على «تقوى القاضی الباطنیة» و«المسؤولیة الإلهیة» للحاكم، بینما یرتكز العهد على الآلیات المؤسّسیة والالتزامات التعاقدیة للدول. كما یكشف تحلیل شروح ابن أبی‌الحدید وجعفری عن ارتباط وثیق بین العدالة العلویة والأخلاق القضائیة والتفقد الاجتماعی والرقابة الشخصیة. وتشیر المقاربة النقدیة إلى أنّ قرارات لجنة حقوق الإنسان، رغم وظیفتها التفسیرية، تفتقر إلى الإلزام الكافی، وأنّ الفردانیة القانونیة فی العهد لا تبلغ شمولیة العدالة العلویة. وتخلص الدراسة إلى أنّ المشتركات المفهومیة بین النصّین تعبّر عن فهمٍ بشریٍّ مشترك للعدالة، وأنّ نهج البلاغة یمكن أن یشكّل رافدًا روحیًّا ومكمّلًا أخلاقیًّا للآلیات الحدیثة، ومصدر إلهام لإعادة بناء الأنظمة القضائیة فی المجتمعات الإسلامیة.

الكلمات الرئيسية

الموضوعات الرئيسية

عنوان المقالة [Persian]

حق دادخواهی در نهج البلاغه و بازتاب آن در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

المؤلفون [Persian]

  • فرزاد اسفندیاری 1
  • مصطفی ملکی 2

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه پیام نور، ایران

2 عضو هیات علمی گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی ،دانشگاه پیام نور ، تهران، ایران.

المستخلص [Persian]

چکیده
حق دادخواهی یکی از بنیادی‌ترین اصول عدالت قضایی است که نهج‌البلاغه سده‌ها پیش از اسناد بین‌المللی آن را در قالبی منسجم و اخلاق‌محور تبیین کرده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی، سه مؤلفه اساسی این حق شامل برابری در برابر قانون، استقلال و بی‌طرفی قاضی و دسترسی مؤثر به عدالت را در نهج‌البلاغه و ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مقایسه می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه هر دو متن این مؤلفه‌ها را پذیرفته‌اند، اما تفاوت بنیادین در منشأ الزام و سازوکار تحقق وجود دارد؛ بدین معنا که در نهج‌البلاغه ضمانت اجرای عدالت بر «تقوای درونی» قاضی و «مسئولیت الهی» حاکم مبتنی است، در حالی که میثاق بر سازوکارهای نهادی و تعهدات قراردادی دولت‌ها اتکا دارد. تحلیل شروح معتبر همچون ابن‌ابی‌الحدید و جعفری نیز نشان می‌دهد عدالت در اندیشه علوی با اخلاق قضایی، تفقد اجتماعی و نظارت شخصیتی پیوندی عمیق دارد. افزون بر این، رویکرد انتقادی مقاله بیان می‌کند تصمیمات کمیته حقوق بشر با وجود نقش تفسیرگرانه، از الزام‌آوری کافی برخوردار نیستند و فردگرایی حقوقی میثاق در مواردی از جامعیت عدالت علوی فاصله می‌گیرد. در مجموع، مطالعه حاضر نشان می‌دهد اشتراکات مفهومی این دو متن بیانگر درک مشترک بشری از عدالت قضایی است و نهج‌البلاغه با ارائه مبنایی الهی، اخلاقی و انسان‌محور، می‌تواند مکمل معنوی و تقویت‌کننده سازوکارهای حقوق بشری و الهام‌بخش بازخوانی نظام‌های قضایی در جوامع مسلمان باشد.

الكلمات الرئيسية [Persian]

  • 'نهج‌البلاغه'
  • 'میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی'
  • 'حق دادخواهی'
  • 'دادرسی عادلانه'
  • ' حقوق بشر'