عارف مسعودیان
چکیده
این پژوهش به بررسی و تحلیل دیدگاههای لورا وچا والیری، خاورشناس ایتالیایی، درباره نهج البلاغه میپردازد. هدف اصلی تحقیق، ارزیابی انتقادی آرای والیری و تبیین روششناسی او در تحلیل این متن دینی است. مقاله مورد بررسی، نوشتاری از والیری با عنوان «نهج البلاغه» است که در سال 1958 منتشر شده و حاوی دیدگاههایی تحلیلی، ادبی و گاه ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی و تحلیل دیدگاههای لورا وچا والیری، خاورشناس ایتالیایی، درباره نهج البلاغه میپردازد. هدف اصلی تحقیق، ارزیابی انتقادی آرای والیری و تبیین روششناسی او در تحلیل این متن دینی است. مقاله مورد بررسی، نوشتاری از والیری با عنوان «نهج البلاغه» است که در سال 1958 منتشر شده و حاوی دیدگاههایی تحلیلی، ادبی و گاه انتقادی درباره اصالت، ساختار و محتوای نهج البلاغه است. پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و در آن تلاش شده است تا با تطبیق دیدگاههای والیری با منابع اسلامی معتبر، به نقاط قوت و ضعف تحلیلهای وی پرداخته شود. یافتهها نشان میدهد که والیری با وجود رویکردی نسبتاً منصفانه و تأکید بر جنبههای ادبی و فرهنگی نهج البلاغه، تحت تأثیر منابع اهل سنت قرار داشته و در برخی موارد، انتساب برخی خطبهها به امام علی(علیه السلام) را به چالش کشیده است. با این حال، او در مجموع به ستایش از جایگاه ادبی و تاریخی این اثر پرداخته و گردآورنده آن، سید رضی، را چهرهای موثق و ارزشمند دانسته است. نتیجه پژوهش نشان میدهد که بررسی انتقادی دیدگاههای مستشرقان، از جمله والیری، میتواند به درک ژرفتر روشهای تفسیر متون اسلامی و شناخت تأثیر زمینههای فرهنگی در تحلیلهای غربی کمک کند.
نادر بهمرام؛ احمد عارفی؛ شهنور محمودزهی
چکیده
نهجالبلاغه شامل خطبهها، نامهها و کلمات کوتاهی است که امام علی (ع) آنها را سرشار از ظرافتهای ادبی، تربیتی و اخلاقی نموده است. خطبه طاووس سرشار از گشتارهایی مانند حذف، افزایشی، جایگزینی، ترتیبی و حرکتهای اعرابی طبق نظریه چامسکی است که ژرفساخت آن دارای دلالتهای مختلفی است که در آن امام با سبک ادبی و عناصری که منجر به برانگیختن ...
بیشتر
نهجالبلاغه شامل خطبهها، نامهها و کلمات کوتاهی است که امام علی (ع) آنها را سرشار از ظرافتهای ادبی، تربیتی و اخلاقی نموده است. خطبه طاووس سرشار از گشتارهایی مانند حذف، افزایشی، جایگزینی، ترتیبی و حرکتهای اعرابی طبق نظریه چامسکی است که ژرفساخت آن دارای دلالتهای مختلفی است که در آن امام با سبک ادبی و عناصری که منجر به برانگیختن احساسات مخاطب میشود، او را در درک آفرینش طاووس و زیبایی آن با رنگهای متنوع آن در ژرفساخت برای رسیدن به عظمت خدا آفرینندهی بدیع یاری میرساند، در روساخت از طاووس و شگفتیهای خلقت آن سخن میگوید. ضرورت و هدف تحقیق در این است که امام خطبه طاووس را سرشار از عناصر گشتاری از جمله حذف، اضافه، جایگزینی، ترتیب و حرکات دستوری نموده و روساخت را ابزاری برای زیرساخت قرار داده است. این مقاله خطبه طاووس امام علی (ع) را با رویکرد توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر نظریه زایشی گشتاری نوام چامسکی بررسی میکند. نتایج نشان میدهد خطبه طاووس جهت بیان شگفتیهای آفرینش طاووس و عظمت خالق آن، بازتابدهنده نظریه چامسکی و عناصر گشتاری است. از بارزترین و پرکاربردترین گشتارها، گشتار حذف با حذف فاعل جهت تمرکز بر خود حدث برای نشان دادن شگفتیهای آفرینش طاووس و عظمت خالق، و گشتار افزایشی با افزودن حروف ربط برای ایجاد هماهنگی، همخوانی بین جملهها جهت زیبایی متن با استفاده مناسب از هرکدام گشتارها در جای مناسب خود و اشاره به زیباییهای آفرینش طاووس و با استفاده ماهرانه از عناصر بلاغی در خلال این گشتارها مانند تشبیه و استعاره به مثابه نوعی از تشبیه و استفاده ماهرانه و موفق از جملههای خبریه فعلیه در زمان ماضی یا حال به صورت تجدد و حدوث و استمرار و گاه با استفاده از جملههای اسمیه برای نشان دادن دوام و پیوستگی، که در آن امام اسم را به عنوان مبتدا و محور کلام و توجه مطرح میکند، است. بنابراین خطبه سرشار از تشبیه و استعاره است و روساخت و ژرفساخت با یکدیگر هماهنگ هستند، بهگونهای که روساخت تصویر گویایی از ژرفساخت است.
مرضیه فیاض
چکیده
رابطه بینامتنی یا تناص، رویکردی در پژوهشهای ادبی است که به بررسی تأثیر و الگوپذیری متون از یکدیگر میپردازد و بر این باور است که هر اثر ادبی، آگاهانه یا ناآگاهانه، از متون و اندیشههای پیشین یا معاصر تأثیر میپذیرد. در این راستا، پژوهش حاضر ارتباط بینامتنی میان دو متن مهم اسلامی، قرآن کریم و نهج البلاغه، را بررسی میکند. در این ...
بیشتر
رابطه بینامتنی یا تناص، رویکردی در پژوهشهای ادبی است که به بررسی تأثیر و الگوپذیری متون از یکدیگر میپردازد و بر این باور است که هر اثر ادبی، آگاهانه یا ناآگاهانه، از متون و اندیشههای پیشین یا معاصر تأثیر میپذیرد. در این راستا، پژوهش حاضر ارتباط بینامتنی میان دو متن مهم اسلامی، قرآن کریم و نهج البلاغه، را بررسی میکند. در این راستا، قرآن به عنوان متن پنهان یا غایب و نهج البلاغه به عنوان متن حاضر معرفی شده است. هدف نگارنده روشن کردن ژرفای ارتباط این دو متن و آشکارسازی انعکاس نورانیت آیات الهی در سخنان حضرت علی (ع) میباشد. این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بررسی رابطه بینامتنی قرآن با خطبه 91 نهجالبلاغه در حوزه اسماء و صفات الهی پرداخته و در ادامه، انواع مختلف بینامتنیت شامل اجترار، امتصاص و حوار را تعیین می کند. نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که بیشترین تأثیرپذیری کلام امام علی (ع) از قرآن در قالب رابطه بینامتنی با 38 مورد در این خطبه قابل رویت است. استفاده از نفی متوازی با 16 مورد بیشترین مقدار و سپس اجترار ناقص و نفی کلی با حدود 10 و 11 مورد تقریبا به میزان مساوی مورد استفاده قرار گرفته است، همچنین اجترار کامل با 1 مورد کمترین میزان استفاده از روابط بینامتنی در این خطبه را به خود اختصاص داده است.
محمد صالح جباری؛ مصطفی رستمی؛ فاطمه شرعیاتی
چکیده
این پژوهش با هدف پر کردن شکاف میان نظر و عمل در عرصه تربیت دینی و ارائه الگویی کاربردی و نظاممند، به طراحی مدل مفهومی «تربیت میدانمحور» مبتنی بر آموزههای تربیتی نهجالبلاغه پرداخته است. این تحقیق از نوع کیفی و با روش تحلیلی-تفسیری و رویکرد استنباط نظاممند انجام شد. دادههای موردنیاز از طریق تحلیل محتوای خطبهها، نامهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف پر کردن شکاف میان نظر و عمل در عرصه تربیت دینی و ارائه الگویی کاربردی و نظاممند، به طراحی مدل مفهومی «تربیت میدانمحور» مبتنی بر آموزههای تربیتی نهجالبلاغه پرداخته است. این تحقیق از نوع کیفی و با روش تحلیلی-تفسیری و رویکرد استنباط نظاممند انجام شد. دادههای موردنیاز از طریق تحلیل محتوای خطبهها، نامهها و کلمات قصار نهج البلاغه، همراه با مراجعه به تفاسیر و شروح معتبر آن گردآوری شد. فرآیند تحلیل با استفاده از راهبرد کدگذاری نظری در چارچوب تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. بهمنظور افزایش اعتبار یافتهها، از مثلث سازی منابع شامل متون اسلامی مرتبط و نیز یافتههای روانشناسی تربیتی معاصر استفاده شد. برآیند پژوهش، طراحی الگوی پنج لایه تربیت میدانمحور بود که لایههای آن عبارتاند از: مبانی انسانشناختی (فطرت، کرامت، اختیار)، اصول راهبردی (عقلانیت عملی، عدالت، مسئولیتپذیری، صبر، توکل)، ساختهای تربیتی (فردی، اجتماعی، فرهنگی)، روشهای اجرایی (شناختی، عاطفی، عملی) و مراحل فرآیندی (بینش آفرینی تا تثبیت). این الگو بر عمل آگاهانه در بستر واقعی زندگی تأکید دارد. روش کاربست الگو در تحلیل موقعیت عینی (مواجهه با زورگویی در مدرسه)، قابلیت اجرایی و شکل استفاده از الگو را نمایان ساخت. مدل ارائه شده با ایجاد پیوندی نظاممند بین مبانی نظری و برنامههای عملی، گامی در جهت کاهش شکاف موجود است. نوآوری اصلی آن در عملمحوری ساختاریافته، تلفیق بینرشتهای و قابلیت اجرا در سطوح مختلف تربیتی است. این چارچوب میتواند مبنایی برای سیاستگذاری و برنامهریزی در راستای پرورش انسانهای مؤمن، مسئول و اثرگذار فراهم آورد.
اصغر طهماسبی بلداجی؛ طاهر باوی
چکیده
پیوند لقب «مِطلاق» با امام حسن مجتبی (علیهالسلام) به سبب ازدواج و طلاقهای مکرر، از برجسته ترین چالشهای مطرحشده پیرامون سیره ایشان به شمار میرود. پژوهش پیشِ رو با هدف ارزیابی اعتبار روایات مطلاق از منظر گفتمان علوی در نهج البلاغه، با رویکردی توصیفی‑تحلیلی، این روایات را در معرض سنجش با سیره و سخنان امام علی (علیهالسلام) در ...
بیشتر
پیوند لقب «مِطلاق» با امام حسن مجتبی (علیهالسلام) به سبب ازدواج و طلاقهای مکرر، از برجسته ترین چالشهای مطرحشده پیرامون سیره ایشان به شمار میرود. پژوهش پیشِ رو با هدف ارزیابی اعتبار روایات مطلاق از منظر گفتمان علوی در نهج البلاغه، با رویکردی توصیفی‑تحلیلی، این روایات را در معرض سنجش با سیره و سخنان امام علی (علیهالسلام) در نهج البلاغه قرار داده است. فرضیه محوری آن است که مهمترین معیار داوری درباره صحت انتساب روایاتی که مدعی نهی از ازدواج دختران با امام حسن (علیهالسلام) هستند، باید سیره عملی و گفتاری خود امام علی (علیهالسلام) باشد که بخش بزرگی از آن در نهج البلاغه ثبت شده است. تحلیل محتوای نهج البلاغه نشان میدهد که روایات مطلاق نه تنها تأیید یا اشاره مستقیمی در این کتاب نیافتهاند، بلکه در تضاد آشکار با شواهد و قرائن متعدد برگرفته از سیره و کلام امام علی (علیهالسلام) قرار دارند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که قرائن مستخرج از نهج البلاغه نه تنها مؤیّد روایات مطلاق نیست، بلکه بهگونهای اساسی با آنها در تضاد است. این تضادها آشکار میسازد که نسبت دادن نهی از ازدواج به امام علی (علیهالسلام) و اطلاق لقب «مِطلاق» بر امام حسن (علیهالسلام)، با تصویر کلّی و آموزههای تربیتی مندرج در نهج البلاغه درباره منزلت امامت و عظمت امام حسن (علیهالسلام) ناسازگاری آشکار دارد و اعتبار این روایات را بهشدت تضعیف میکند.
محمدحسن امرائی
چکیده
با توجه به چالشهای متعدد موجود در ترجمه متون از هر نوع، به ویژه ادبیات مذهبی، نقد کیفی محصول ترجمه شده جایگاه ویژهای در مطالعات ادبی دارد. روش ترجمه متون به زبان دیگر و حفظ اثربخشی آنها همواره دغدغه اصلی مترجمان و منتقدان بوده است، زیرا هیچ متنی را نمیتوان بدون تغییر به زبان مقصد ترجمه کرد. این امر به ویژه در ترجمه متون مذهبی اهمیت ...
بیشتر
با توجه به چالشهای متعدد موجود در ترجمه متون از هر نوع، به ویژه ادبیات مذهبی، نقد کیفی محصول ترجمه شده جایگاه ویژهای در مطالعات ادبی دارد. روش ترجمه متون به زبان دیگر و حفظ اثربخشی آنها همواره دغدغه اصلی مترجمان و منتقدان بوده است، زیرا هیچ متنی را نمیتوان بدون تغییر به زبان مقصد ترجمه کرد. این امر به ویژه در ترجمه متون مذهبی اهمیت دارد. بدون شک، هر ترجمهای ویژگیهای مثبت و منفی دارد و کیفیت ترجمه به این ویژگیها بستگی دارد. نظریههای متعددی برای تعیین سطح کیفی متون ترجمه شده وجود دارد که اغلب در تلاش برای دستیابی به یک ترجمه کامل و مطلوب هستند. این تلاشها و ارزیابیها به پیشرفت در ترجمه کمک میکنند. نظریه ارزیابی کیفیت ترجمه کارمن والرو گارسس (1994) در تعیین سطح کیفی ترجمهها مؤثر است زیرا معیارهای کیفی برای متون ترجمه شده را در اختیار دارد. این مدل شامل چهار سطح ارزیابی ترجمه است: سطح معنایی-واژگانی، سطح نحوی-ریختشناسی، سطح بلاغی-کارکردی و سطح سبکی-عملی. هر یک از این سطوح زیرگروههای خاصی دارند که متون ترجمه شده بر اساس آنها ارزیابی میشوند. این مقاله با هدف نقد ترجمه فارسی استاد جعفر شهیدی از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه، صرفاً با تمرکز بر جنبههای معنایی و واژگانی آن، نگاشته شده است. یافتهها نشان میدهد که ترجمه شهیدی از این خطبه منتخب، مخاطبمحور و هدفمحور است و رضایت مخاطب هدف را در اولویت قرار میدهد. بر اساس رویکردهای مثبت، منفی و خنثی مطرحشده در مدل گارسس، نتایج نشان میدهد که ترجمه شهیدی محتوامحور است و مرتباً معانی کلمات امام علی (ع) را تفسیر و بسط میدهد. او گاهی از تکنیکهای مثبتی مانند تعریف، بسط دستوری و نقل قول استفاده میکند. با این حال، ترجمه او جنبههای منفی از جمله حذف و اختصار را نیز نشان میدهد که از کیفیت آن میکاهد. این امر تا حد زیادی به حذف مکرر افعال توسط شهیدی در ترجمه فارسی نسبت داده میشود. این امر به دلیل سبک و رویکرد بلاغی شهیدی و همچنین تعهد او به حفظ قافیه، موسیقیایی و زیباییشناسی زبان مقصد است. این مقاله امکان نقد و ارزیابی ترجمه شهیدی را از منظر مؤلفههای معنایی-واژگانی مدل گارسس نشان میدهد. از آنجا که ویژگیهای مثبت این ترجمه بیشتر از ویژگیهای منفی آن است، این ترجمه به اندازه کافی قابل قبول تلقی شده است.
سید احمد موسوی پناه؛ عبدالوحید نویدی؛ احمد سواری
چکیده
تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان یک رویکرد جدید در زبانشناسی، به بررسی جنبة اجتماعی و رابطه میان جامعه و زبان در متن می پردازد. این رویکرد، علاوه بر دادهها و اطلاعات زبانی، به موضوعات مؤثر بر شکلگیری گفتمان مانند ایدئولوژی، زمینه موقعیت و بینامتنیت نیز میپردازد و گفتمان را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، مورد بررسی و تحلیل انتقادی ...
بیشتر
تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان یک رویکرد جدید در زبانشناسی، به بررسی جنبة اجتماعی و رابطه میان جامعه و زبان در متن می پردازد. این رویکرد، علاوه بر دادهها و اطلاعات زبانی، به موضوعات مؤثر بر شکلگیری گفتمان مانند ایدئولوژی، زمینه موقعیت و بینامتنیت نیز میپردازد و گفتمان را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، مورد بررسی و تحلیل انتقادی قرار میدهد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی بر آن است تا نامه بیست و هشتم نهجالبلاغه را در پرتو الگوی مزبور بررسی کند تا ایدئولوژی، گفتمان و معانی نهفته در متن را آشکار سازد. از مهمترین یافتههای پژوهش حاضر این است که واژگان در سطح توصیف، تصویر اولیه گفتمان را ترسیم میکنند و نشان میدهند که گفتمانی دینی، ماهیتی سیاسی دارد؛ زیرا ارزش تجربی واژگان موجود در متن، رنگ و بوی دینی سیاسی دارد. برخی واژگان، نشان از حضور دو طبقه متفاوت در جامعه دارد. در سطح تفسیر، نیز مجموعهای از شواهد از طریق نقد گفتمان به دست آمده است. این شواهد، تعارضهای موجود در جامعهای را که گفتمان محصول آن است، آشکار میکند. ضمن اینکه گفتمان موجود در متن، دارای ریشهها و اصولی دارد که در به وجود آمدن آن تأثیرگذار بودند. در سطح تبیین، نویسنده متن، به دنبال تغییر ایدئولوژی غلطی است که در جامعه رواج پیدا کرده است.
سید محمد موسوی بفرویی
چکیده
«کأنّ» از حروف معانی در گروه اسمهای مشبهة بالفعلی است که درک لطایف و دقایق معنایی آن در شناخت هر چه بیشتر در تفسیر متن ضروری است. این کلمه در نهج البلاغه به صورتهای کأنّ، کأنّما، کأنّا، کأنّی و فکأنّی در حدود 32 مرتبه آمده که با توجه به موارد یادشده، ترجمههای خاصی را در معنا دارا شده است . این کلمه با ساختارهای مختلف ...
بیشتر
«کأنّ» از حروف معانی در گروه اسمهای مشبهة بالفعلی است که درک لطایف و دقایق معنایی آن در شناخت هر چه بیشتر در تفسیر متن ضروری است. این کلمه در نهج البلاغه به صورتهای کأنّ، کأنّما، کأنّا، کأنّی و فکأنّی در حدود 32 مرتبه آمده که با توجه به موارد یادشده، ترجمههای خاصی را در معنا دارا شده است . این کلمه با ساختارهای مختلف در متون یادشده در معانی توبیخ، تشبیه، مشابهت، استدراک، تحقیق، تقریب و شكو تردید به کار رفته و با توجه به کلمات همنشین خود میتواند دلالتهای مفهومی متعددی با استفاده از مدل زبانی جکندوف داشته باشد که شامل رویداد، وضع، مسیر، مکان، ویژگی و مقدار است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که واژه کأنّ دارای معانی مختلفی در نقشهای ارجاعی و عاطفی از ترجمه است که هر یک با توجه به نظریه مذکور قابلیت تفسیر معنایی مخصوص به خود را دارد. نتیجه این تحقیق هم که به صورت موردی و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده، حکایت از آن دارد که بررسی ترجمه این کلمه از نظر سبکی، معنایی و مفهومی میتواند با توجه به اولیههای معنایی ارائه شده توسط جکندوف خط حائل قطعی مبنی بر محدودیت در ترجمه تشبیهی آن وجود نداشته باشد بلکه می توان از این طریق ترجمان جدیدتر و بهتری از متن را ارائه نمود.
سعید کیان پور؛ امیرعلی فرهنگ؛ الهام رضایی
چکیده
کسبوکار حلال در اقتصاد یکی از مهمترین موضوعات در جوامع اسلامی است. این پژوهش در دو بخش شاخصهای اسلامی در کسبوکار و بازار اسلامی، و شاخصهای اخلاقی و حقوقی، با استناد به آموزههای دینی از نهج البلاغه و روایات بررسی شده است. از شاخصهای اسلامی میتوان به رعایت حقوق و دستمزد کارگران (وجوب تعیین دستمزد اجیر از دیدگاه نهجالبلاغه) ...
بیشتر
کسبوکار حلال در اقتصاد یکی از مهمترین موضوعات در جوامع اسلامی است. این پژوهش در دو بخش شاخصهای اسلامی در کسبوکار و بازار اسلامی، و شاخصهای اخلاقی و حقوقی، با استناد به آموزههای دینی از نهج البلاغه و روایات بررسی شده است. از شاخصهای اسلامی میتوان به رعایت حقوق و دستمزد کارگران (وجوب تعیین دستمزد اجیر از دیدگاه نهجالبلاغه) اشاره کرد. همچنین وفای به عهد در معاملات، آسانگیری، عدالت، تأثیرگذاری قیمتها در بازار اسلامی و حرمت ربا از مهمترین شاخصهای بازار اسلامی هستند. در بخش دوم، هر کسبوکاری که بخواهد در چارچوب شریعت و اخلاق اسلامی باشد، باید شاخصهایی مانند عدالت و انصاف، شفافیت و صداقت، مسئولیتپذیری، مشاوره و پرهیز از فریب را رعایت کند. این مطالعه اصول نهج البلاغه را با فقه اسلامی سنتی (مانند حرمت ربا) و اقتصاد اسلامی معاصر (مانند مدلهای بانکداری اسلامی) مقایسه میکند و آثار اقتصادی آنها بر کارایی (مانند افزایش بهرهوری ۲۰% در بازارهای حلال مالزی) و توزیع عادلانه درآمد را بررسی مینماید. همچنین نقش حکمرانی و نهادها در اجرای این ارزشها برجسته شده، با استناد به دادههای واقعی مانند بازار جهانی حلال به ارزش حدود ۲.۷ تریلیون دلار. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با مدل اقتصادی اسلامی است و دادهها از منابع کتابخانهای و آمار اقتصادی جمعآوری شده است.
علی پروانه؛ علی سلیمی؛ حدیث دارابی
چکیده
امام علی (ع) در خطبهها، نامهها و حکمتها، رفتارهای فردی را با مسائل اجتماعی پیوند زده است و این روح حاکم بر نهجالبلاغه، آن را فراتر از یک کتاب دینی؛ بلکه در زمرة آثار انسانی- اجتماعی ماندگار قرار داده است. همین نکته سبب گشته است تا پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی با اندیشههای آنتونی گیدنز در زمینه ساختیابی ...
بیشتر
امام علی (ع) در خطبهها، نامهها و حکمتها، رفتارهای فردی را با مسائل اجتماعی پیوند زده است و این روح حاکم بر نهجالبلاغه، آن را فراتر از یک کتاب دینی؛ بلکه در زمرة آثار انسانی- اجتماعی ماندگار قرار داده است. همین نکته سبب گشته است تا پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی با اندیشههای آنتونی گیدنز در زمینه ساختیابی و هویت، به خوانشی تازه از دینداری اجتماعی در نهجالبلاغه دست یابد. نتیجه این که براساس تئوریهای گیدنز، آموزههای نهج البلاغه نیز به مثابه یک متن دینی با روح اجتماعی، موضوع دینداری را یک فرایند پویا و سیّال قلمداد میکند که در روابط متقابل فردی - اجتماعی تبلور مییابد و در آن، هم عاملیّت فردی و هم ساخت اجتماعی نقش محوری ایفا میکنند. اما با این وجود، گیدنز با رویکرد کارکردگرایی، معنابخشی را از مهمترین کارکردهای دین دانسته است و آن را مختص به این دنیا میداند، ولی از دیدگاه نهجالبلاغه معنابخشی در این دنیا خلاصه نمیشود و آخرت را هم شامل میشود و این دنیا مقدمهای است برای جهان آخرت. نهجالبلاغه عامل اصلی دینورزی را در درون انسان جستجو میکند و آن نیاز فطری انسان به کمال و سعادت در دنیا و آخرت است. اما، گیدنز نگاه تقلیلگرایانه و بهرهورانه به دین دارد که در آن، به دین در حدّ ابزاری برای ساماندهی زندگی مادی نگریسته میشود.
ولی اله حسومی
چکیده
هدف پژوهش حاضر تحلیل سندی و متنی حدیث منسوب به امام علی (علیهالسلام) در نهجالبلاغه است که فرموده است: «مَن أحبَّنا أهلَ البيت فليستعِدَّ للفقرِ جِلباباً». بدین منظور تلاش شده است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از روایات شیعه و اهل سنت، تحلیلی جامع در خصوص این روایت ارائه شود. بر اساس بررسیهای انجامشده، اين روايت ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر تحلیل سندی و متنی حدیث منسوب به امام علی (علیهالسلام) در نهجالبلاغه است که فرموده است: «مَن أحبَّنا أهلَ البيت فليستعِدَّ للفقرِ جِلباباً». بدین منظور تلاش شده است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از روایات شیعه و اهل سنت، تحلیلی جامع در خصوص این روایت ارائه شود. بر اساس بررسیهای انجامشده، اين روايت با لفظ «فليستعد» و در قالب روایت مستقل، اولين بار در نهج البلاغه ذکر شده و ادامه در كتب حديثي دیگر مثل بحار الانوار نيز ذکر شده است. اين روايت با لفظ (فليعد) در امالي سيد مرتضي و نیز منابع اهل سنت نیز ذكر شده است. رویکرد این منابع، تحلیل و توجه به محتوا بوده، لذا عمدتا سند را ذکر نکردهاند. اما روایت فوق و مضمون آن، به صورت بخشی از یک روایت طولانی در منابع مختلف شیعه و اهل سنت با سند نقل شده است که بررسی سندی آنها نشان میدهد، این حدیث از سند صحیح و قابل اعتماد برخوردار است. از جهت متنی نیز فقر یا میتواند به معنای فقر مادی باشد که در این صورت با توجه به مجموع احادیث مشابه، ملازمت فقر با دوستی اهل، عمومی و مطلق نیست بلکه به شرایط زمانی و مکانی مقید شده یا عمومیت آن تخصیص خورده است. از طرف دیگر، با توجه به وجه مثبت فقر میتوان آن را به معنای خاص فقر الی الله دانست.
علی ناصری؛ محمد جواد اسماعیل غانمی؛ سهاد جادری
چکیده
هنجارگریزی پدیدهای ذاتی در زبان عربی از دوران باستان است. مطالعات انتقادی و ادبی مدرن بر این پدیده به عنوان یک مسئله اساسی در شکلگیری زیباییشناسی متون ادبی تمرکز کردهاند. این پدیده یک رویداد زبانی در شکلگیری و تدوین گفتار محسوب میشود و دگرگونیهای مختلف ساختارهای نحوی و معنایی را در تنش مداوم آنها بین سطح خلاق و ساختار عمیق ...
بیشتر
هنجارگریزی پدیدهای ذاتی در زبان عربی از دوران باستان است. مطالعات انتقادی و ادبی مدرن بر این پدیده به عنوان یک مسئله اساسی در شکلگیری زیباییشناسی متون ادبی تمرکز کردهاند. این پدیده یک رویداد زبانی در شکلگیری و تدوین گفتار محسوب میشود و دگرگونیهای مختلف ساختارهای نحوی و معنایی را در تنش مداوم آنها بین سطح خلاق و ساختار عمیق ایدهآل آشکار میکند. سبک هنجارگریزی یک تولید خلاقانه است که همیشه ذاتی گفتمان ادبی است. ما دریافتهایم که حکمت نهجالبلاغه مملو از نمونههای هنجارگریزی در تمام اشکال نحوی و جایگزینی آن است، به دلیل وجود مفاهیم والا و جاودانه پنهان در پشت این سخنان که باید کشف و در هنر هنجارگریزی به کار گرفته شوند. از آنجایی که حکمت نهجالبلاغه سرشار از اشکال مختلف هنجارگریزی است، بیانصافی خواهد بود که آن را به صورت آکادمیک مطالعه نکنیم. بنابراین، در این پژوهش تلاش میکنیم تا با تمرکز بر هنر استعاره به عنوان یکی از اشکال هنجارگریزی جانشینی، به پدیده هنجارگریزی در حکمت نهج البلاغه بپردازیم. شاید مهمترین نتیجه این پژوهش این باشد که پدیده هنجارگریزی، افقهای گستردهای را در اختیار نویسنده یا شاعر نثر قرار میدهد که از طریق آن میتواند مضامین، ایدهها و دادهها را به شکلی گسترده بیان کند، همانطور که در حکمت امام علی (ع) دیدهایم.
Answering the doubts of the opponents regarding Nahj al-Balaghah
علی حسن بیگی
چکیده
یکی از مهمترین مشکلات دنیای اسلام، اندیشه تکفیر و گروههای تکفیری است؛ زیرا آنان باورها و اعتقادات خویشتن را برحق دانسته و کسانی که مثل آنان نمیاندیشند، کافر تلقی کرده و با خشونت تمام با آنان برخورد میکنند. خوارج اولین فرقهای است که به تکفیر مسلمانان و اهل قبله مبادرت کردند. آنان امام علی(ع) و یاران او را به دلیل پذیرفتن حکمیت ...
بیشتر
یکی از مهمترین مشکلات دنیای اسلام، اندیشه تکفیر و گروههای تکفیری است؛ زیرا آنان باورها و اعتقادات خویشتن را برحق دانسته و کسانی که مثل آنان نمیاندیشند، کافر تلقی کرده و با خشونت تمام با آنان برخورد میکنند. خوارج اولین فرقهای است که به تکفیر مسلمانان و اهل قبله مبادرت کردند. آنان امام علی(ع) و یاران او را به دلیل پذیرفتن حکمیت که از نظر خوارج گناه کبیره بود، کافر تلقی کردند. پرسش این نوشتار این است که راه برخورد با انديشه تكفير و خارجيگري بر اساس راهکار امام علی(ع) چیست؟ نگارنده با استفاده از روش توصیفی -تحلیلی به این نتیجه رسید که راهکار علمی امام علی(ع) بر طبق خطبه 127 و نامه 77 نهجالبلاغه، عبارت است از ارجاع به سنت پیامبر(ص). امام علي(ع) طبق خطبه و نامه مذكور با ارائه نمونههایی از سیره و سنت پیامبر(ص) از قبیل نماز میت خواندن پیامبر(ص) بر جنازه شخصی که زنای محصنه کرده، اعدام قاتل از سوی پیامبر(ص) و تحویل دادن ارثیه قاتل به ورثهاش، قطع کردن دست سارق از سوی پیامبر(ص) و همچنین بهرهمند کردن او از بیتالمال که همگی گویای این است که ارتکاب گناه کبیره از سوی یک مسلمان سبب کفر او نمیشود. مواجهه علمي و مدارای امام علي (ع) با خوارج، سبب شد که بسیاری از آنان از لشکر خویش جدا شدند. قابل یادآوری است. تا خاستگاه فکریِ تکفیر، بازنگری و ارزیابی نشود، دنیای اسلام هر روز شاهد ظهور گروههایی از قبیل وَهّابی، بوکو حرام، القاعده، طالبان و داعش میباشد. گرچه مقابله نظامی با تکفیریها گاهی لازم است امّا علاج قطعی نیست؛ زیرا با وجود خاستگاه فعال، بازتولید این گروهها ادامه خواهد داشت. هدف نگارنده از نگارش این نوشتار تأکید بر نکته مذکور است.
Examine sermons and letters separately
مصطفی سلیمانی اصل؛ امیر داداشی
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی زمینهها، جریانهای افراطی، آثار سوء و شیوههای برخورد امام علی(ع) با افراطگرایی سیاسی-اعتقادی در عصر حکومت ایشان انجام شده است. مسئله اصلی، آسیبهای بنیادین افراطگرایی بر حکومت عدالتمحور علوی است که ریشه در تعصبات قبیلهای، جهل دینی و قدرتطلبی دارد و به جنگهای داخلی و تضعیف امت اسلامی منجر گردید. ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی زمینهها، جریانهای افراطی، آثار سوء و شیوههای برخورد امام علی(ع) با افراطگرایی سیاسی-اعتقادی در عصر حکومت ایشان انجام شده است. مسئله اصلی، آسیبهای بنیادین افراطگرایی بر حکومت عدالتمحور علوی است که ریشه در تعصبات قبیلهای، جهل دینی و قدرتطلبی دارد و به جنگهای داخلی و تضعیف امت اسلامی منجر گردید. پرسش کلیدی این است که چه عواملی موجب شکلگیری این جریانها شد و چگونه میتوان از بازتولید آنها در جوامع اسلامی جلوگیری کرد؟ روش تحقیق، تحلیل توصیفی-تحلیلی مبتنی بر نهجالبلاغه و شروح نهج البلاغه است. یافتهها نشان میدهد زمینههای افراطگرایی شامل تندخویی جاهلی، رفتار خشن خلفای پیشین و سطحینگری دینی بود. جریانهای افراطی پیش از خلافت مانند اصرار بر قتل عثمان و در دوران خلافت شامل پیمانشکنی اصحاب جمل، فریب معاویه، کجفهمی خوارج، تندروی یاران نزدیک و نگاه اطاعت مطلق، به تفرقه، انحراف مسلمانان و تضعیف حکومت انجامید. آثار سوء عبارتند از ایجاد فتنههای پیدرپی، محرومیت از محبت الهی و شکست ظاهری حکومت علوی. در نتیجه، امام علی(ع) با تأکید بر اعتدال و خردگرایی، از گفتگو، آگاهیبخشی و مقابله نظامی برای مهار این جریانها استفاده کرد. این الگو پیشنهاد میکند جوامع اسلامی با تقویت معرفت دینی عمیق، ترویج فرهنگ گفتگو و نظارت بر جریانهای قدرتطلب، از افراطگرایی پیشگیری کنند.
Interdisciplinary research
لیلا زارعی شهامت؛ علی حسین زاده؛ عباسعلی فراهتی
چکیده
یکی از طرق دستیابی به مفهوم اصلی سلامت، بهرهمندی از سلامت معنوی است. این بُعد از سلامت قادر است انسان را در مقابل بسیاری از بیماریها و مشکلات روحی و روانی مصون نگهداشته و آرامش و امنیت را به وی اعطا کند و در نهایت جامعه را سالم نگهدارد. با وجود پذیرش سلامت معنوی از سوی سازمان بهداشت جهانی و مجامع علمی و بینالمللی، چالشهایی ...
بیشتر
یکی از طرق دستیابی به مفهوم اصلی سلامت، بهرهمندی از سلامت معنوی است. این بُعد از سلامت قادر است انسان را در مقابل بسیاری از بیماریها و مشکلات روحی و روانی مصون نگهداشته و آرامش و امنیت را به وی اعطا کند و در نهایت جامعه را سالم نگهدارد. با وجود پذیرش سلامت معنوی از سوی سازمان بهداشت جهانی و مجامع علمی و بینالمللی، چالشهایی در مفهوم سلامت معنوی وجود دارد. هدف این مقاله بررسی و شناسایی شاخصهای سلامت معنوی در آموزههای علوی میباشد که با روش ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ- تحلیلی و رویکرد روایی با مراجعه به ﻧﻬﺞاﻟﺒﻼﻏﻪ، غرر الحکم و درر الحکم و سایر منابع به استخراج این شاخصها پرداخته میشود. یافتههای تحقیق بیانگر این است که در جریانها و رویکردهای معاصر، گروهی معنویت را دستیابی به رضایت باطنی میدانند؛ اما در آموزههای علوی بدون در نظر گرفتن معنای معقول نمیتوان از معنویت سخن گفت و این معنا چیزی جز خداوند نیست. بنابراین شاخصهای سلامت معنوی در آموزههای علوی تنها سنخی از احساسات روانشناختی از قبیل آرامش روانی و رضایت باطنی نیست؛ بلکه سلامت معنوی معطوف به همه ابعاد زندگی انسان معنوی میگردد. ارائه چنین تصویری از معنویت مبتنی بر شاخصهای معرفتی- تعقلی، عاطفی- هیجانی، عملی و بازدهی است
Linguistics and the language of hadiths in Nahj al-Balaghah
مرتضی قائمی
چکیده
نقش ونقش و منزلت اهل بیت علیهم السلام در هدایت مردم به سوی رستگاری و سعادت در نهج البلاغه بیان شده است. این بیان و معرفی جامع با به کارگیری صنایع بلاغی متنوع شکل گرفته است. مطالعه استعارات شناختی در نهج البلاغه به عنوان مجموعهای از مفاهیم متنوع اسلامی برای دستیابی به چگونگی مفهوم سازی دینی و استعارات شناختی از سوی امام علی علیه السلام ...
بیشتر
نقش ونقش و منزلت اهل بیت علیهم السلام در هدایت مردم به سوی رستگاری و سعادت در نهج البلاغه بیان شده است. این بیان و معرفی جامع با به کارگیری صنایع بلاغی متنوع شکل گرفته است. مطالعه استعارات شناختی در نهج البلاغه به عنوان مجموعهای از مفاهیم متنوع اسلامی برای دستیابی به چگونگی مفهوم سازی دینی و استعارات شناختی از سوی امام علی علیه السلام صورت می گیرد و این کار پژوهشگر را به لایههای عمیقتر متن میرساند. صاحبان نظریه استعاره مفهومی معتقدند که استعاره دارای یک ویژگی عمیق شناختی است و این ویژگی در آثار شفاهی و نوشتاری و خطابی بروز می نماید؛ به طوری که پژوهشگر میتواند چگونگی شکلگیری مفاهیم استعاری شناختی و تجسم مفاهیم مجرد را مطالعه نماید. مقاله حاضر برای دستیابی به مفاهیم عمیق نهج البلاغه از طریق بررسی استعارات مفهومی تدوین شده است و به روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است. هدف تحقیق، شناخت دیدگاه امیر مومنان علیه السلام در خصوص نقش و منزلت اهل بیت(ع) است که در قالب استعارههای مفهومی به تصویر کشیده شده است. نتایج نشان میدهد که امیر مومنان علیه السلام از بیش از چهل حوزه مبدا برای بیان استعاری نقش و منزلت ائمه علیهم السلام استفاده کرده است. امام(ع) تلاش نموده است با به کارگیری استعاری معروفترین نمادها، مفاهیم انتزاعی و ذهنی از قبیل رستگاری، هدایت و روشنگری، ارزشمندی، عزت، کرامت، طهارت، دانش، حکمت، عظمت، امانتداری، حمایت، مژده دادن و ترساندن را عینیت و تجسم بخشد و مجموع اینها کمک کرده است، جایگاه، منزلت و نقش اهل بیت علیهم السلام آشکارتر و محسوستر گردد و مخاطب بهتر بتواند این ویژگیها را درک نماید؛ مثلا هدایتگری اهل بیت(ع) را با استفاده از نماد استعاری نور و چراغ و ارزش و اعتبار آنان را با نماد استعاری گنج ومعدن و بلندی مرتبه آنان را با استفاده از استعاره قله کوه و اهمیت رسالت را با استعاره سفیر الهی بودن مجسم نموده است.
Answering the doubts of the opponents regarding Nahj al-Balaghah
سهیلا پیروزفر؛ رقیه قهرمانی
چکیده
نهج البلاغه یکی از مهمترین منابع حدیثی شیعه است که به دلیل فقدان سند روایاتش، همواره مورد انتقاد قرار گرفته است. سید رضی 93 درصد روایت نهج البلاغه را بدون سند آورده است. منتقدان این امر را متوجه او دانستهاند، زیرا او به اهمیت جایگاه سند در پذیرش روایت آگاه بوده است. پرسش این است که با توجه به اهمیت ...
بیشتر
نهج البلاغه یکی از مهمترین منابع حدیثی شیعه است که به دلیل فقدان سند روایاتش، همواره مورد انتقاد قرار گرفته است. سید رضی 93 درصد روایت نهج البلاغه را بدون سند آورده است. منتقدان این امر را متوجه او دانستهاند، زیرا او به اهمیت جایگاه سند در پذیرش روایت آگاه بوده است. پرسش این است که با توجه به اهمیت ذکر سند در روایات و آگاهی مؤلف از اهمیت آن، دلایل سید رضی در حذف سند روایات نهج البلاغه چیست؟ از سوی دیگر سید رضی در نزدیک به 7 درصد روایات نهج البلاغه نام یک یا چند راوی را آورده است که این امر با رویکرد کلی وی در این کتاب متعارض است. در این مقاله، با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی دلایل حذف سند روایات نهج البلاغه پرداخته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، دلایل حذف سند روایات نهج البلاغه عبارتند از: «رویکرد ادبی»، «وثوق الصدور» و «منابع فاقد سند». بررسی روایات دارای سند- تک راوی یا بیشتر- نشان دهندۀ «عمق دقتهای رجالی»، «تمایز راویان شیعه از دیگر راویان»، «استفاده از آثار مکتوب» و «اهمیت انتساب سخن به امام علی (ع)» است.
Alavi teachings taken from Nahj al-Balaghah
فاطمه سرخه دهی؛ مجتبی سلطانی احمدی؛ مصطفى جوانرودي
چکیده
«حكمراني خوب» الگوي جديدي براي توسعه است كه نهادگرايان، آن را پايه گذاری نمودند. از طرف دیگر، برخی ویژگی های این نوع حکمرانی در گفتار و حکومت امام علی (ع) قابل مشاهده است. در این راستا این سوال مطرح می گردد که آیا این دو دیدگاه مشابه هم هستند یا نقاط افتراقی هم با یکدیگر دارند؟ این پژوهش در نظر دارد در پاسخ به این سوال با روش توصیفی ...
بیشتر
«حكمراني خوب» الگوي جديدي براي توسعه است كه نهادگرايان، آن را پايه گذاری نمودند. از طرف دیگر، برخی ویژگی های این نوع حکمرانی در گفتار و حکومت امام علی (ع) قابل مشاهده است. در این راستا این سوال مطرح می گردد که آیا این دو دیدگاه مشابه هم هستند یا نقاط افتراقی هم با یکدیگر دارند؟ این پژوهش در نظر دارد در پاسخ به این سوال با روش توصیفی – تحلیلی به مقایسه مولفههاي حكمراني خوب از ديدگاه نهادگرایی جدید و امام علی (ع) بپردازد و تفاوتها و نقاط اشتراک اين دو ديدگاه را استخراج نماید. این پژوهش گامی به سمت بسط و گسترش ادبیات حکمرانی اسلامی با استفاده از دستاوردهای رویکرد نهادگرایی است. زیرا نهادگرایی در دهه های اخیر مورد توجه محافل علمی بوده و شناسایی وجوه اشتراک و افتراق آن با دیدگاه اسلامی و علوی در تحقق حکمرانی خوب اسلامی و تمدن اسلامی ضروری است. یافته ها نشان می دهد نظريات نهادگرايان جدید نقاط اشتراك و تفاوتهايي با حكمراني خوب در نهجالبلاغه دارد. تفاوتها عبارتند از: تفاوت اهداف و نتايج، حكمراني حقمدار در مقابل حكمراني خوب، اولويت جهاد براي احقاق حق در مقابل ثبات سياسي و عدم خشونت، اولويت حاكميت قانون خدا بر همه قوانين و اولويت عدالت و تربيت و تعالي معنوي جامعه. نقاط اشتراک نيز عبارتند از : اهميت كنترل فساد و حل معضل رانت، اهميت حاكميت قانون و دستگاه قضايي، شفافيت و پاسخگويي و امنيت حقوق مالكيت بخشهاي مولد.
Social ethics
mojtaba faegh؛ محمد روشن؛ محمدرضا شاهرودی
چکیده
مهمترین واحد اجتماع، خانواده است و از اهمیت ویژهای برخوردار است. خانواده و سلامت آن در علوم مختلف، نظیر: روانشناسی، جامعهشناسی، اخلاق و علوم اسلامی مورد تأکید و مداقه قرار گرفته است. طبق یافتههای محققان، خانواده سالم دارای شاخصهای فردی، زوجی، والدگری یا تعامل والدین و فرزندان و اجتماعی است که هر کدام از این شاخصها، دارای ...
بیشتر
مهمترین واحد اجتماع، خانواده است و از اهمیت ویژهای برخوردار است. خانواده و سلامت آن در علوم مختلف، نظیر: روانشناسی، جامعهشناسی، اخلاق و علوم اسلامی مورد تأکید و مداقه قرار گرفته است. طبق یافتههای محققان، خانواده سالم دارای شاخصهای فردی، زوجی، والدگری یا تعامل والدین و فرزندان و اجتماعی است که هر کدام از این شاخصها، دارای مؤلفه هایی است که سلامت یا آسیب خانواده سالم بر اساس آنها مشخص میشود. از جمله شاخصهای خانواده سالم، «شاخص زوجیت» است که دارای دو دوره قبل و بعد از ازدواج رسمی است. این شاخص در معرض آسیبهای فراوانی قرار دارد. آسیبشناسی شاخص زوجیت در خانواده سالم از مسائل مورد توجه روایات امامیه است که متأسفانه مورد توجه محققان قرار نگرفته است. پژوهش حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، از میان آفات این شاخص، دو آسیب انتخاب همسر نامناسب که مربوط به قبل از ازدواج و مرحله همسرگزینی است و ضعف همسرداری که مربوط به آیین همسرداری و دوران پس از ازدواج رسمی میباشد، را با تأکید بر نهج البلاغه به مثابه دومین منبع شناخت دینی بررسی کرده و دریافته است که این آفات از دو گونه عوامل با منشأ درونی و بیرونی ایجاد شده است. در کتاب شریف نهج البلاغه، خطبه 202، نامه 31، که مشتمل بر توصیههای امام علی(ع) به امام مجتبی(ع) است و نیز حکمت 226 بر آیین همسرداری و چگونگی تعامل و ارتباط مؤثر با همسران تأکید شده است. بر پایه پژوهش حاضر مهمترین عوامل مؤثر در انتخاب همسر نامناسب که مهمترین آسیب قبل از ازدواج رسمی است، عبارت است از:عدم ایمان، اخلاق، عقلانیت و کفویت. اهم عوامل مؤثر در نقصان آیین همسرداری که از مهمترین آسیبهای شاخص زوجیت بوده و پس از ازدواج در روابط همسران ایجاد میشود، عبارت است از؛ نبود ارتباط مؤثر و عدم تعهد و مسئولیتپذیری همسران نسبت به همدیگر.
Alavi teachings taken from Nahj al-Balaghah
فاروق نعمتی؛ مظهر نعمتی
چکیده
نهجالبلاغه و "حکم العطائيه" دو کتاب تاثير گذار نزد بزرگان اهل ادب هستند؛ تا جائي که توجّه بسياري از انديشمندان را به خود جلب نموده و بسياري از نويسندگان جهت ارتقاء ارزش ادبي و معنوي آثار خود، سخنان حکمت آميز اين دو کتاب را در لابهلاي نوشت هاي خود گنجاندهاند؛ چرا که صاحبان اين دو اثر يعني امام علي (ع) و ابن عطاء الله اسکندري، ...
بیشتر
نهجالبلاغه و "حکم العطائيه" دو کتاب تاثير گذار نزد بزرگان اهل ادب هستند؛ تا جائي که توجّه بسياري از انديشمندان را به خود جلب نموده و بسياري از نويسندگان جهت ارتقاء ارزش ادبي و معنوي آثار خود، سخنان حکمت آميز اين دو کتاب را در لابهلاي نوشت هاي خود گنجاندهاند؛ چرا که صاحبان اين دو اثر يعني امام علي (ع) و ابن عطاء الله اسکندري، سخنان خود را از سوئي آکنده از مفاهيم ارزندة اخلاقي و تربيتي نموده، و از سوي ديگر گفتار خود را در قالبهاي زيباي بلاغي و زباني ريخته تا جذابيت و بداعت آنها دوچندان گردد. موسيقي آوائي حکمتهاي اين دو کتاب، به گونهاي است که افزون بر گوشنوازي، جلب اذهان و افكار مخاطبان، امكان اسـتنباط معاني و مفاهيم حکمتها را به شکل بسيار زيبائي فراهم آورده است. هدف اين جستار آن است تا به روش تحليلي- توصيفي و با تکيه بر برخي حکمتهاي مشابه در نهجالبلاغه و حکمتهاي العطائيه، ضمن تحليل برخي از مؤلفههاي آواشناسي در اين دو کتاب، ارتباط اصوات پربسامد بر معنا و زيبابخشي ديگر جنبههاي بلاغي در هر دو اثر را نشان دهد؛ که البته با بررسي و مقايسة پارهاي از حکمتهاي اين دو کتاب، ميتوان دريافت که گرچه در هر دو، بکارگيري جهات آواشناسي ياد شده، به ويژه ارتباط آواي الفاظ و معنا، زيبائي و ملاحت کلام را دو چندان نموده است؛ اما تفوق بهرة زيبائي- بلاغي به ويژه جناس در نهجالبلاغه، به نسبت حکم العطائيه کاملا هويداست؛ و اين سبب التذاذ شنونده شده و روح و جان او را به تسخير خود درميآورد. گرچه بکارگيري واژگان بليغتر و اصوات کارآمدتر در ارتباط با معنا و چينش بهتر کلمات در کنار هم و استفاده از لغات فصيحتر در نهج البلاغه را هم بايد به برتريهاي قبلي افزود.
Linguistics and the language of hadiths in Nahj al-Balaghah
بهزاد مریدی
چکیده
در نظام گفتمانی همکنشیهای اجتماعی که ناظر به روابط افراد در جامعه است به مثابه متن تلقی گشته و برداشت متن هم به عنوان کل معنادار به دلیل قرارگرفتن در گفتمان مختلف، متفاوت می گردد. بی ثباتی و تفاوت معنایی دال ها در گفتمانها همبسته به ایدئولوژی و قدرت موجود در آن است. براین اساس تحلیل گفتمان در هر نظام زبانی با بهرهمندی از عناصرزبانی ...
بیشتر
در نظام گفتمانی همکنشیهای اجتماعی که ناظر به روابط افراد در جامعه است به مثابه متن تلقی گشته و برداشت متن هم به عنوان کل معنادار به دلیل قرارگرفتن در گفتمان مختلف، متفاوت می گردد. بی ثباتی و تفاوت معنایی دال ها در گفتمانها همبسته به ایدئولوژی و قدرت موجود در آن است. براین اساس تحلیل گفتمان در هر نظام زبانی با بهرهمندی از عناصرزبانی و زمینههای اجتماعی، شبکه روابط پنهان را در بافتار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آشکار می سازند. دراین رهیافت واحد واژگانی عدالت اجتماعی به عنوان لفظ مشترک و دال شناور همبسته به گفتمان های متعدد با برخورداری از دال مرکزی و ایدئولوژیک افزون بر برداشتهای متفاوت، در گستره قلمرو، حدود و خاستگاه و شاخص های آن ناهمسان می باشند. پژوهش حاضر با بهره مندی از اسناد کتابخانه ای و شیوه توصیفی و مبانی تحلیل گفتمان درپی صورتبندی برداشتها متفاوت از مفهوم بازگفته و تبیین آن درگفتمان نهج البلاغه و لیبرالیسم است. تفاوت برداشتها ازمفهوم عدالت اجتماعی در دو نظام گفتمانی به دلیل دال مرکزی و خصلت ایدئولوژیکی از یافتههای این پژوهش است.
Linguistics and the language of hadiths in Nahj al-Balaghah
ساجد زارع؛ فهیمه موسوی
چکیده
سبکشناسی لایهای یکی از شاخههای تخصصی زبانشناسی است که در نقد و ارزیابی انواع متون کاربرد دارد و از عناصر آوایی، نحوی، بلاغی، واژگانی و ایدئولوژیک برای تعیین معنای یک اثر ادبی استفاده میکند. سپس با واکاوی دقیق این عناصر، به بیان اندیشهها و احساسات درونی نویسنده پرداخته و از معانی گنجانده شده در متن پرده برمیدارد. از جمله ...
بیشتر
سبکشناسی لایهای یکی از شاخههای تخصصی زبانشناسی است که در نقد و ارزیابی انواع متون کاربرد دارد و از عناصر آوایی، نحوی، بلاغی، واژگانی و ایدئولوژیک برای تعیین معنای یک اثر ادبی استفاده میکند. سپس با واکاوی دقیق این عناصر، به بیان اندیشهها و احساسات درونی نویسنده پرداخته و از معانی گنجانده شده در متن پرده برمیدارد. از جمله متون درخور بررسی و تحلیل سبکشناسی لایهای، کتاب ارزشمند نهجالبلاغه است. از این رو، پژوهش حاضر با بهرهگیری از مبانی سبکشناسی لايهای و با روش توصیفی - تحلیلی به واکاوی خطبة 180 نهجالبلاغه میپردازد. نتایج پژوهش نشان میدهد که آهنگ خطبه در سطح آوایی، نمایانگر فریاد خشم و توبیخ حضرت علی (ع) است که در تمام خطبه طنینانداز میشود. در لایه نحوی، استفاده از جملات فعلیه، اسمیه، جملات استفهامی و ضمایر متصل به بروز سستعنصری و جهالت کوفیان اشاره دارد. همچنین، در لایه بلاغی، بهکارگیری مناسب کنایه، مجاز، استعاره و تضاد بهخوبی مفهوم نکوهش کوفیان را به دلیل بیوفایی، تفرقه و عدم اطاعت از امام زمانشان منعکس میکند. انتخاب واژگان در محورهای همنشینی و جانشینی نیز با این مفهوم هماهنگ است. در نهایت، لایه ایدئولوژیک خطبه، اندیشه امام را در راستای بیداری و آگاهی کوفیان از جهلشان بازگو میکند.
Linguistics and the language of hadiths in Nahj al-Balaghah
seyyed Ahmad Mosawi Panah
چکیده
سبك شناسی یكی از شاخههای علوم زبانی به شمار میآید كه به كنكاش در آن دسته از ابزارهای زبانی میپردازد كه یك كلام شاخص را از یك كلام مبتذل تمییز میدهد. ناقد سبك شناس، متن را در چارچوب 3 لایه مورد بررسی قرار میدهد: در سطح اول او به سطح آوایی میپردازد كه شامل موسیقی خارجی و داخلی میشود. سطح دوم سطح تركیبی است كه شامل ساختارهای ...
بیشتر
سبك شناسی یكی از شاخههای علوم زبانی به شمار میآید كه به كنكاش در آن دسته از ابزارهای زبانی میپردازد كه یك كلام شاخص را از یك كلام مبتذل تمییز میدهد. ناقد سبك شناس، متن را در چارچوب 3 لایه مورد بررسی قرار میدهد: در سطح اول او به سطح آوایی میپردازد كه شامل موسیقی خارجی و داخلی میشود. سطح دوم سطح تركیبی است كه شامل ساختارهای زبانی موجود در تركیبهای به كار رفته است. در سطح سوم نیز زوایای معنایی (بلاغی) كلام شامل سبكها و تصویر سازیهایی از قبیل استعاره و مجاز و طباق جهت شناخت گسترهی دلالتهای موجود در هر سبك مورد مطالعه قرار میگیرد. در این چارچوب، ناقد در بسیاری از موارد بر دادههای آماری تكیه میكند تا معانی و دلالت سبك مورد استفاده در متن و ارزش زیباشناختی آن را تبیین نماید. پژوهش پیش رو با تكیه بر روش توصیفی به اجرای یك مطالعهی سبك شناسانه در خطبهی 205 نهج البلاغه میپردازد. در این پژوهش روشن شد كه درسطح آوایی، در این خطبه شاهد همبستگی ملموسی میان صنعت سجع و تكرار و ابعاد معنایی آن دو هستیم. دو نوع ترادف به كار رفته در این خطبه روحیات برخی شخصیتها و مواضع آنان در قبال رخدادها را به تصویر میكشد. در سطح تركیبی شاهد آن هستیم كه جملهی فعلیه 76.5 درصد و جملهی اسمیه 23.5 درصد كاربرد داشته است و همین كاربرد بیشتر جملهی فعلیه، پویایی معنایی و تعامل بیشتری با جهان بیرون ایجاد كرده است. از دیگر سو در خطبهی مزبور تنها در ارتباط با موضوعات ثابتی كه با گذر زمان تغییر نمیكنند از جملهی اسمیه استفاده شده است. استفهام در این خطبه از چارچوب معنای حقیقی خود خارج شده و جهت انتقال معنای «ابراز شگفتی و انكار» به كار رفته است. در سطح معنایی از آنجا كه استعاره نوعی انحراف از تعبیر و بیان عادی به شمار میآید بارها جهت زدودن یكنواختی از فضای كلام به كار رفته است. مجاز نیز جهت پل زدن از تصویر آشنا و عادی به یك تصویر هنری مبتنی بر تامل و تفكر به كار رفته است تا معانی جدید در ذهن مخاطب نقش بندد.
محمد مهدی شاهمرادی فریدونی؛ رقیه حبیب پور گودرزی
چکیده
زهد کوششی آگاهانه برای گسستن از وابستگیها و تعلقات گذرا و سبکبار ساختن خود برای پیمودن سریعتر راه کمال است. اما برخلاف معنای فوق، برخی از افراد، زهد را به معنای تارک دنیا شدن، نشستن درگوشه عزلت و از نعمتهای دنیایی خود را محروم ساختن تعبیرکردهاند. با این شرایط، ضرورت توجه به شناخت صحیح مفهوم زهد و زندگی زاهدانه اهمیت بسیاری ...
بیشتر
زهد کوششی آگاهانه برای گسستن از وابستگیها و تعلقات گذرا و سبکبار ساختن خود برای پیمودن سریعتر راه کمال است. اما برخلاف معنای فوق، برخی از افراد، زهد را به معنای تارک دنیا شدن، نشستن درگوشه عزلت و از نعمتهای دنیایی خود را محروم ساختن تعبیرکردهاند. با این شرایط، ضرورت توجه به شناخت صحیح مفهوم زهد و زندگی زاهدانه اهمیت بسیاری مییابد. آنچه در حوزه اسلامی درباره زهد مورد توجه است، آن چیزی است که برگرفته از اعتقادات، یعنی مبتنی بر قرآن و کلام معصومان است. در این میان نهج البلاغه دارای پندها و حکمتهای بسیاری در این باره هست. پژوهشهای متعددی از زهد صورتگرفته اما ارائه تئوری براساس نهجالبلاغه مورد توجه قرار نگرفته است. براین اساس در پژوهش حاضر با استفاده از روش داده بنیاد که نتیجه آن خلق نظریه است مفهوم زهد در نهجالبلاغه به عنوان منبع دستیابی به یک تئوری مورد مطالعه قرار گرفت تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که مقولههای خشوع در برابر خالق، شناخت و آخرتگرایی به عنوان عوامل علّی و دل نبستن به غیرخدا، تقوی، مهار نفس و الگوپذیری از اولیای الهی، پرهیز از دنیاطلبی و دنیاگریزی به عنوان عوامل زمینهساز و مقولههای بخل، حرص، اسراف، رذالت، ناخرسندی یا نارضایتی از زندگی و افراط و تفریط بهعنوان عوامل مداخلهگر و خویشتن داری، صرفهجویی، قانع بودن و صبور بودن به عنوان راهبرد و سعادتمندی و حسابرسی آسان، قرب الهی و تقویت دینداری به عنوان پیامدهای زهد در نهجالبلاغه میباشند. مقوله محوری این بررسی «بی رغبت بودن در دنیا» است که مقولات فوق را دربرمیگیرد.
Literary and aesthetic lexical issues
محمد عترت دوست؛ حسن زرنوشه فراهانی
چکیده
یکی از وجوه اعجاز و بلاغت سخنان امام علی(ع)، چندبُعدی بودن آنهاست بدین معنا که کلام آن حضرت در عین برخورداری از صنایع و آرایه های مختلف ادبی و بلاغی، در میدانهای مختلف و حتی متضاد معنایی نیز جلوه گر شده و کاربست معنایی دوچندانی پیدا کرده است. نمونه تلاقی این دو مشخصه را می توان در کاربست صنعت بلاغی «آیرونی» مشاهده نمود که برخی ...
بیشتر
یکی از وجوه اعجاز و بلاغت سخنان امام علی(ع)، چندبُعدی بودن آنهاست بدین معنا که کلام آن حضرت در عین برخورداری از صنایع و آرایه های مختلف ادبی و بلاغی، در میدانهای مختلف و حتی متضاد معنایی نیز جلوه گر شده و کاربست معنایی دوچندانی پیدا کرده است. نمونه تلاقی این دو مشخصه را می توان در کاربست صنعت بلاغی «آیرونی» مشاهده نمود که برخی آن را «وارونه سازی» معنای واژه دانستهاند. آنچه در این آرایه بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، قرار گرفتن دو عنصر متضاد معنایی ـ لفظی در کنار همدیگر برای غافلگیر کردن مخاطب و در عین حال القاء پیامی مهم است. در این مقاله تلاش شده ضمن ارائه تعریفی دقیق از صنعت بلاغی آیرونی، با شناسایی نمونه هایی از تجلّی آن در خطبههای نهج البلاغه و تحلیل مفهومی چرایی استفاده از آن، جلوه دیگری از اعجاز لفظی و معنایی کلام امام علی(ع) را مورد توجه قرار داده و یکی دیگر از صنایع ادبی به کار رفته در نهج البلاغه را بازخوانی کنیم. یافته های تحقیق نشان می دهد صنعت آیرونی در دو نوع کلامی و ساختاری در نهج البلاغه کاربست فراوانی داشته که بیان جملات متناقض نما، کلامهای کوبنده، پنهان کاری های عامدانه، خودستایی، غیب گویی، تجاهل آگاهانه و یکسان دانستن دو چیز ناهمگون، برخی از این موارد است.