Examine sermons and letters separately
لیلا قنبری؛ فاطمه قادری؛ رضا نجفی
چکیده
اسم تفضیل برای بیان اشتراک دوچیز دریک صفت همراه با زیادی این صفت دریکی ازاین دو میباشد. این اسم در حکمتهای نهج البلاغه در موارد زیادی در اصل و باب خودش یعنی برتری بین دوچیز یا بیشتر به کاررفته است اما موارد دیگری نیز وجود دارد که درغیر معنای خودش به کاررفته و برای تحلیل کارکرد آن، علاوه بر مدّ نظر قرار دادن این نکته که اسم تفضیل مورد ...
بیشتر
اسم تفضیل برای بیان اشتراک دوچیز دریک صفت همراه با زیادی این صفت دریکی ازاین دو میباشد. این اسم در حکمتهای نهج البلاغه در موارد زیادی در اصل و باب خودش یعنی برتری بین دوچیز یا بیشتر به کاررفته است اما موارد دیگری نیز وجود دارد که درغیر معنای خودش به کاررفته و برای تحلیل کارکرد آن، علاوه بر مدّ نظر قرار دادن این نکته که اسم تفضیل مورد بحث از اسم تفضیلهایی است که خود ازفعل مورد مفاضله بر وزن «أفعل» ساخته شده و یا اسلوب تفضیلی ترکیبی است که با به کارگیری یکی از الفاظ اشد، أکثر، أقل و..... به همراه مصدر فعل مورد نظر در قالب تمییز آورده شده؛ باید به ساختار نحوی متفاوت هر کاربرد توجّه داشت؛ اینکه کلامی که در آن اسم تفضیل نکره و همراه با «مِن» تفضیلیه به کار گرفته شده باشد؛ یا به اسمی نکره یا معرفه اضافه شده و یا اسم تفضیل با« ال» آورده شود که دراین صورت اغلب به عنوان صفت برای اسم قبل ازخودآورده می شود و به نظر می رسد معنای تفضیلی خودرا نداشته باشد که نگاه ساختارگرایانه به کاربرد اسم تفضیل در هریک از وجوه فوق، یکی از مهمترین راهها برای کشف معنای مورد نظر صاحب سخن است. این پژوهش برآنست ضمن بیان قواعد مربوط به اسم تفضیل وحالات مختلف آن به بررسی موردی برخی حکمتها پرداخته وباتوجه به تحلیل ساختاری ومعنایی اسم تفضیل ، نمود آن درترجمه این حکتها رابیان کند وبه نقد وبررسی ترجمه ها نیز بپردازد.
Alavi teachings taken from Nahj al-Balaghah
ناصر محمدی؛ حسن عباسی حسین آبادی
چکیده
بدون تردید در زندگی ترسی بالاتر از ترس از مرگ نیست و این ترس بزرگترین دغدغه خاطر هر انسانی است؛ چراکه آدمی به بقاء و حیات جاوید متمایل است و تصور فنا و نابودی برایش سخت و ناگوار است. این مقاله به روش توصیفی و اسنادی و با تکیه بر تحلیل محتوا به این نتیجه رسیده است که؛ «چرا از مرگ میترسیم؟» در کلام امام(ع) به «چرا باید از مرگ ...
بیشتر
بدون تردید در زندگی ترسی بالاتر از ترس از مرگ نیست و این ترس بزرگترین دغدغه خاطر هر انسانی است؛ چراکه آدمی به بقاء و حیات جاوید متمایل است و تصور فنا و نابودی برایش سخت و ناگوار است. این مقاله به روش توصیفی و اسنادی و با تکیه بر تحلیل محتوا به این نتیجه رسیده است که؛ «چرا از مرگ میترسیم؟» در کلام امام(ع) به «چرا باید از مرگ بترسیم؟» قابل تحویل است. حضرت امیر(ع) در جایجای نهجالبلاغه درصدد ترسیم تصویری ترسناک از ایّام متصل به مرگ، خود مرگ و حوادث پس از مرگ است. گویا این تصویرسازی در راستای یک هدف اخلاقی؛ یعنی رفع غفلت از نوع انسان است که دنیازدگی وجه غالب اوست. ترس از مرگ به هفت دلیل است که به سه دلیل فروکاسته میشود. ضعف شناخت و کوتاهی فهم از درک حقیقت مرگ؛ تصور جسم بهعنوان حقیقت انسان و خود واقعی؛ و سوم ترس از گناه و عدل الهی که بهواقع ترس از خود است. اما راههای غلبه بر این ترس پنج راه جزئی است که به دو راهحلّ کلی قابل تقسیم است. یک راه نظری که عبارت است از تقویت شناخت و آگاهی از فلسفه مرگ و زندگی؛ عبرت و آگاهی از مرگ دیگران و آگاهی از بیهودگی ترس از مرگ. و یک راه عملی که آمادگی و تدارک از برای مرگ است از طریق عمل صالح و مرگ ارادی.
Literary and aesthetic lexical issues
حسین مهتدی؛ غلامعلي زاده غلامعلی زاده؛ میاده دندش
چکیده
اصطلاحات با تنوع علوم و هنرها متحول میشود؛ اما ممکن است از عصری به عصر دیگر یا از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت باشد، زمینه محیطی و فرهنگی نقش مهمی در ساخت اصطلاحات دارد و این در سخنان امام علی (ع) وسید حسن نصرالله مشهود است. این مقاله بر آن است تا با رویکرد ساختارگرایی تکوینی، انواع اصطلاح، ابعاد و ساخت آنرا در سخنان سید حسن نصرالله ...
بیشتر
اصطلاحات با تنوع علوم و هنرها متحول میشود؛ اما ممکن است از عصری به عصر دیگر یا از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت باشد، زمینه محیطی و فرهنگی نقش مهمی در ساخت اصطلاحات دارد و این در سخنان امام علی (ع) وسید حسن نصرالله مشهود است. این مقاله بر آن است تا با رویکرد ساختارگرایی تکوینی، انواع اصطلاح، ابعاد و ساخت آنرا در سخنان سید حسن نصرالله و تأثیرپذیری آن از خطبههای امام علی (ع) مورد بررسی قرار دهد. این مقاله به دو بخش تقسیم میشود: در بخش اول به بررسی انواع اصطلاحات سیاسی و دینی و نظامی در خطبههای امام (ع) و سید حسن نصرالله میپردازیم؛ سپس در بخش دوم به بررسی ابعاد بیرونی اصطلاح با بررسی بُعد انسانی و بُعد اقناعی تأثیرگذار آن میپردازیم. پس از مطالعه این موضوع، این نتایج برای ما روشن میشود: بکارگیری اصطلاحات سیاسی در سخنرانیهای امام علی (ع) و سید حسن نصرالله بهخاطر پیوند اجزای سیاست با واقعیت زندگی که بخشی از زندگی اجتماعی عمومی میباشد گسترش یافته است. از همینرو بکارگیری اصطلاحات دینی در جهتدهی رفتار عملی انسان و تنظیم زندگی فردی و اجتماعی او در خطبههای امام (ع) و سید حسن نصرالله، به پیوند ارزشهای دینی با مفاهیم قرآنی بازمیگرداند. اصطلاحات امام علی (ع) از ویژگی جامعیت و شمولیت بهره برده است؛ زیرا کل بشریت را به دور از فرقهگرایی و نژادپرستی تحت تأثیر قرار می دهد که باعث میشود انسان در کانون تفکر آنها باشد. اشباع به ارتقای سطح اقناع کمک میکند و از طریق تکرار در فرآیند تشویق پدیدار میشود؛ به طوری که هر فردی با آن احساس میکند که هدف گفتار است، این شمولیت نیز در سخنرانیهای سید حسن نصرالله وجود دارد.
Examine sermons and letters separately
mohammadhassan amraei
چکیده
زبان شناسی شناختی که در دو قرن گذشته ظهور کرده است، راه های خوبی برای بررسی و درک بهتر متون ارائه کرده است. مفهوم رحمت الهی به عنوان یکی از مفاهیم انتزاعی موجود در کتاب نهج البلاغه در اشکال مختلف استعاری به کار رفته است، به طوری که بررسی زبانی آن زیبایی ادبی خاص آن را برای مخاطبان و دیدگاه های امام علی (علیه السلام) را آشکار می سازد. در ...
بیشتر
زبان شناسی شناختی که در دو قرن گذشته ظهور کرده است، راه های خوبی برای بررسی و درک بهتر متون ارائه کرده است. مفهوم رحمت الهی به عنوان یکی از مفاهیم انتزاعی موجود در کتاب نهج البلاغه در اشکال مختلف استعاری به کار رفته است، به طوری که بررسی زبانی آن زیبایی ادبی خاص آن را برای مخاطبان و دیدگاه های امام علی (علیه السلام) را آشکار می سازد. در همین زمینه، این مقاله با رویکردی توصیفی- تحلیلی در چارچوب استعاره هستیشناختی و در پرتو نظریه معرفتشناختی اولاف جاکل به استعاره مفهومی رحمت الهی در کتاب نهجالبلاغه میپردازد. یکی از مهم ترین نتایج تحقیق این است که امام (علیه السلام) با استفاده از حوزه های مختلف استعاره های پدیداری یا مادی، استعاره های ظرفی و تشخیصی، مفاهیم مورد نظر خود را در چارچوب محسوسات برای مخاطب قابل فهم و ملموس ساخته است. جایی که رحمت به شواهدی از کتاب نهج البلاغه به عنوان اموال گرانبهایی که در گنجینه هایی که خداوند در مواقع ضروری و سزاوار به نفع بندگان می گشاید و یا برکات معنوی مانند فرستادن رسول و وحی به تصویر کشیده شده است. قرآن به صورت بارانی است که بر بندگان می بارد و از جهت دیگر رحمت خداوند مانند ظرفی پهن یا بزرگ یا فضایی است که بنده می تواند در آن وارد شود یا از آن خارج شود. بر اساس مبانی معرفتی جاکل، شواهد به کار رفته در نهج البلاغه با اصول نه گانه جاکل موافق و تأیید میشوند.
Documents of Nahj al-Balaghah
جابر افتخاری؛ فرانک اصفهانی زاده؛ رضاعلی نوروزی
چکیده
باتوجه به اهمیت تفکر و اندیشه در تعیین سرنوشت دنیوی و اخروی انسان و تاکید و دعوت ادیان الهی بهویژه اسلام بر تفکر و اندیشهورزی، پژوهش حاضر به بررسی کیفیت حضور تفکر مراقبتی و مؤلفههای آن در خطبههای نهج البلاغه پرداخته است. این نوع تفکر یکی از انواع سهگانه تفکر فلسفی محسوب میگردد که اندیشمندان معاصر آن را بسط و توسعه دادهاند، ...
بیشتر
باتوجه به اهمیت تفکر و اندیشه در تعیین سرنوشت دنیوی و اخروی انسان و تاکید و دعوت ادیان الهی بهویژه اسلام بر تفکر و اندیشهورزی، پژوهش حاضر به بررسی کیفیت حضور تفکر مراقبتی و مؤلفههای آن در خطبههای نهج البلاغه پرداخته است. این نوع تفکر یکی از انواع سهگانه تفکر فلسفی محسوب میگردد که اندیشمندان معاصر آن را بسط و توسعه دادهاند، ازاینرو هدف از انجام این پژوهش بررسی تفکر مراقبتی و مؤلفههای مربوط به آن یعنی؛ تفکر ارزشگذار، فعال، هنجاری، عاطفی و همدلانه در خطبههای امام علی (ع) است. روش پژوهش بهکاررفته در این پژوهش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی است که در آن با بررسی خطبههای نهج البلاغه، مصادیق مربوط به مؤلفههای تفکر مراقبتی را شناسایی و طبقهبندی نموده و ضمن ارائه فراوانی و درصد به توضیح و تبیین هریک از آنها پرداخته شده است. یافتههای پژوهش نشان داد که در بسیاری از خطبهها، تفکر مراقبتی و مؤلفههای مربوط به آن مورد تاکید واقع شده است که برخی از آنها شامل؛ حمد و سپاس خداوند، حقیقتجویی، پرهیز از غفلت، عدالتخواهی، توجه به آخرت، تشویق به نیکی، رعایت پیمان و برتری اهل بیت میباشد. همچنین امام علی (ع) در میان مؤلفههای تفکر مراقبتی بیشترین توجه را به مؤلفه تفکر ارزشگذار مبذول داشته است و مؤلفه تفکر هنجاری نسبت به دیگر مؤلفهها از فراوانی کمتری در میان خطبههای نهج البلاغه برخوردار بود. لذا این منبع غنی و آموزنده اسلامی میتواند در زمینه تقویت و پرورش تفکر مراقبتی اثربخش و کارامد واقع شود.
The sciences and scientific propositions mentioned in Nahj al-Balaghah
سیامک مختاری؛ مهدی عبادی؛ حسن ابوالقاسمی
چکیده
مسالمت تعالی بخش از شاخصهای مهم سلامت فردی و اجتماعی به شمار میآید و همزیستی مسالمت آمیز از مؤلفه های سلامت معنوی محسوب می شود. نیاز به ارتقاء سطح کیفی سلامت معنوی، اقتضاء می کند آموزه های معنوی و معرفتی از متن ذخایر دینی اعتقادی ما استخراج و به گونه ای کاربستی عرضه شوند. نظر به تأکید امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه ...
بیشتر
مسالمت تعالی بخش از شاخصهای مهم سلامت فردی و اجتماعی به شمار میآید و همزیستی مسالمت آمیز از مؤلفه های سلامت معنوی محسوب می شود. نیاز به ارتقاء سطح کیفی سلامت معنوی، اقتضاء می کند آموزه های معنوی و معرفتی از متن ذخایر دینی اعتقادی ما استخراج و به گونه ای کاربستی عرضه شوند. نظر به تأکید امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه بر تخلق به این فضیلت اخلاقی در این مطالعه توصیفی تحلیلی، ابعاد مسالمت در حیطه های فردی و اجتماعی بررسی شده اند که مهمترین آنها عبارتند از: رازپوشی، چشم پوشی از حق خود به خاطر مصالح مسلمین، خوشرفتاری با ضارب خود، تکریم شهروندان، تأکید بر کرامت انسان، رواداری و انعطاف پذیری در عین صلابت، نقد مستدل دشمن، عدم الزام و اجبار در بیعت، روابط سازنده بین امت و امام، حسن استماع در مقابل اظهارات معاندان و منتقدان، سماحت با عهدشکنان و مجرمان، پاسداشت حقوق اجتماعی مخالفان. مداقه در کلمات مدارا و مسالمت نشان داد که مدارا به معنی همراهی از روی مصلحت و ضرورت است در حالی که در مسالمت رابطه عمیق تری توأم با صلح، آرامش و رغبت وجود دارد. از سیره امام علی علیه السلام معلوم میشود که مسالمت و انعطاف پذیری مثبت و تعالی بخش مطرح شده در سلامت معنوی، غیر از وارفتگی و تمکین بیمورد و منفعلانه میباشد. مسالمت و سازگاری در جای خود موجب کمال است و سازشکاریهای منفعتاندیشانه و عافیتطلبانه حرکتی در مسیر قهقرا و افول محسوب میشوند.
Quranic theological, philosophical, mystical topics of Nahj al-Balaghah
زهره کدخدایی؛ محمدرضا حاجی اسماعیلی؛ مهدی مطیع
چکیده
دانش معناشناسی به تحلیل معنای واژهها با توجه به نظام معنایی آن میپردازد. از مهمترین روش ها در علم معناشناسی ، تکیه بر روابط همنشینی است؛ زیرا از طریق شبکه معنایی و با بررسی واژگان میتوان به فهم کلام معصوم و شکل گیری صحیح هندسه معرفتی دست یافت. واژۀ «جنت» یکی از پربسامدترین واژگان در قران و نهج البلاغه محسوب میشود ...
بیشتر
دانش معناشناسی به تحلیل معنای واژهها با توجه به نظام معنایی آن میپردازد. از مهمترین روش ها در علم معناشناسی ، تکیه بر روابط همنشینی است؛ زیرا از طریق شبکه معنایی و با بررسی واژگان میتوان به فهم کلام معصوم و شکل گیری صحیح هندسه معرفتی دست یافت. واژۀ «جنت» یکی از پربسامدترین واژگان در قران و نهج البلاغه محسوب میشود . پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که مهمترین همنشینها واژۀ جنت چیست؟ و با بررسی واژه جنت در قران و نهج البلاغه با رویکرد همزمانی ، روشن شد که جنت در قران با واژگان تقوا ، رضایتمندی ، ایمان ، معرفت و اعمال صالح همنشین شده است که این عوامل زمینهساز ورود به بهشت میشوند. در نهج البلاغه واژه جنت با اسلام ، معرفت خدا ، اطاعت از فرامین الهی و دستورات پیامبر (ص) ، یاری و دوستی اهل بیت (ع) ، تقوا ، مطابقت عمل با عقیده و نیت خالص دارای هممعنایی نسبی است . بنابراین با توجه به اینکه قران و نهج البلاغه دارای فصاحت و بلاغت بی نظیری و ارتباط عمیقی هستند ، امام (ع) از واژگان، تعبیرها و مفاهیم قرآنی، به صورتی گسترده استفاده کرده و همنشین های واژه جنت در نهج البلاغه با قران مرتبط است و این ارتباط به شیوه های روابط بینامتنی ترکیبی ، مضمونی و واژگانی است.
نرگس سادات مبلغ؛ مصطفی دلشاد تهرانی؛ محمد هادی امین ناجی
چکیده
اين پژوهش در پي کشف و بازسازي گفتمان حاکم بر فضاي جامعه در خصوص نحوه حفظ حدود الهي، هنگام آغاز حکومت امام علي و کشف ديدگاه وي نسبت به آن است. بازسازي سخنان امام علي در روزهاي بحراني آغاز حکومت مستلزم عبور از معناي گزارهها و کشف بافت اجتماعي و باورهاي مذهبي مردماني است که مخاطب مسقيم اين سخنان بودهاند. تحليل سخنان امام به مثابه گفتمان ...
بیشتر
اين پژوهش در پي کشف و بازسازي گفتمان حاکم بر فضاي جامعه در خصوص نحوه حفظ حدود الهي، هنگام آغاز حکومت امام علي و کشف ديدگاه وي نسبت به آن است. بازسازي سخنان امام علي در روزهاي بحراني آغاز حکومت مستلزم عبور از معناي گزارهها و کشف بافت اجتماعي و باورهاي مذهبي مردماني است که مخاطب مسقيم اين سخنان بودهاند. تحليل سخنان امام به مثابه گفتمان نشان ميدهد که گفتمان حاکم بر فضاي جامعه مسلمانان بيست و پنج سال پس از رحلت پيامبر (صلي الله عليه و آله) انحرافهاي متعددي از کتاب (قرآن) و سنت پيدا کرده و امام علي در آغاز حکومت با گفتمان ويژه خود که وجه بارز آن التزام گفتاري و رفتاري به کتاب و سنت پيامبر (صلي الله عليه و آله) است، در صدد اصلاح آن برآمده است. آن بخش از سخنان امام علي در نهج البلاغه که جنبه عمومي داشته و در ذيحجه سال 35ق ايراد شده با روش «تحليل گفتمان» و با تمرکز بر «اصل حفظ حدود الهي» مورد بررسي قرار گرفته و مشخص شده که گفتمان امام علي بر اساس آگاهي بخشي، اهليتگرايي، مردم محوري، تساوي همگان در بهرهمندي از اموال عمومي، و رحمت و محبت بوده است. در حاليکه گفتمان حاکم بر فضاي جامعه دقيقا در نقطه مقابل گفتمان علي قرار دارد.
ابراهیم فتح الهی
چکیده
تأمین حقوق فردی و اجتماعی انسان از جمله حقّ شهروندی، حقّ تعیین سرنوشت سیاسی، آزادی بیان، آزادی اندیشه و... از جمله مسائلی است که در دیدگاههایِ جامعة مدنی مورد تأکید قرار می گیرد. بخش عمده ای از این حقوق را می توان در منطق نهج البلاغه نیز شاهد بود. نگارنده در این مقاله، با استفاده از روش مقایسه ای و تحلیل مفهومی، ضمن بررسی مقایسه ایِ رهیافت ...
بیشتر
تأمین حقوق فردی و اجتماعی انسان از جمله حقّ شهروندی، حقّ تعیین سرنوشت سیاسی، آزادی بیان، آزادی اندیشه و... از جمله مسائلی است که در دیدگاههایِ جامعة مدنی مورد تأکید قرار می گیرد. بخش عمده ای از این حقوق را می توان در منطق نهج البلاغه نیز شاهد بود. نگارنده در این مقاله، با استفاده از روش مقایسه ای و تحلیل مفهومی، ضمن بررسی مقایسه ایِ رهیافت های نظریِ «جامعة مدنی» با آموزه های نهج البلاغه، در پی یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا بر اساس تعالیم نهج البلاغه می توان با حفظ مراتب ایمان و عمل به وظایف دینی، به تکالیف جامعه مدنی نیز بها داد و به نوعی هماهنگی در دینداری و لوازم جامعه مدنی ایجاد کرد؟ همچنین، آیا از دیدگاه نهج البلاغه انسان در جامعه دینی فقط مکلّف به اجرای دستورات دینی است یا حقوقی مثل حقّ شهروندی، آزادی بیان، آزادی اندیشه، حقّ تعیین سرنوشت سیاسی و حقّ نظارت بر حاکمان، که در جامعه مدنی به آن ها تأکید می شود، نیز دارد؟ بر اساس یافته های تحقیق می توان گفت: با صرف نظر از برخی مبانی نظری جامعه مدنی و با عطف نظر به دستاوردهای حقوقی و اجتماعی و برخی الگوهای عملیِ جامعه مدنی می توان رابطه ای منطقی بین مفهوم جامعه مدنی با جامعه دینی برقرار کرد.
Literary and aesthetic lexical issues
رمضان رضائی
چکیده
يکی از مسائل مهم در بلاغت مسأله معارف است که در ذيل مباحث علم معانی قرار دارد. به کارگيری معارف دارای اغراض بلاغی زيادی است میتوان آنها را در نهج البلاغه نيز ملاحظه کرد. در به کار گيری کلمه به صورت معرفه ترجيحی است که در به کار گيری آن به صورت نکره آن ترجيح وجود ندارد. معارف يکی از اسلوبهای بلاغی است که متناسب با مقتضای حال آورده میشود. ...
بیشتر
يکی از مسائل مهم در بلاغت مسأله معارف است که در ذيل مباحث علم معانی قرار دارد. به کارگيری معارف دارای اغراض بلاغی زيادی است میتوان آنها را در نهج البلاغه نيز ملاحظه کرد. در به کار گيری کلمه به صورت معرفه ترجيحی است که در به کار گيری آن به صورت نکره آن ترجيح وجود ندارد. معارف يکی از اسلوبهای بلاغی است که متناسب با مقتضای حال آورده میشود. نحويان از جنبه اعراب و بلاغيان از جنبه بلاغی از آن بحث نموده و از اغراض و انگيزههايی که به خاطر آن کلمه معرفه آورده میشود، صحبت کردهاند. از آنجا که معارف در خطبه های نهج البلاغه نيز دارای اغراضی است خطبه ها را مورد بررسی قرار داده و سعی در بيان اسرار آنها داشته ايم. برای رسيدن به اين هدف از روش تحليلی ـ توصيفی بهره گرفته شده است. لذا اين پديده بلاغی در خطبه ها بررسی شده و معانی زيبای آن مثل تعظيم، تحقير، اختصار، ايجاز، اختصاص و غيره تبيين شده است. نتايج به دست آمده حاکی از آن است که وجود معارف در متن باعث وضوح و شفافيت متن شده و باعث دريافت آسانتر متن از سوی مخاطب می گردد و به فهم آن کمک و باعث برقراری با متن می شود.
هدايتالله تقی زاده؛ حسين رحماني تيركلايي
چکیده
نوستالژی، احساس غم یا شادی هنگام يادآوری گذشته است که این احساس، ارتباطي نزديک با اغتراب سیاسی، اجتماعي و اخلاقی دارد. مفهوم اغتراب نیز با اندیشه، احساس و رفتار آدمی درآمیخته و در بسیاری از حوزههای فکری و آثار بروز یافته است. در نهجالبلاغه نیز اغتراب، حضوری قابل اعتنا دارد و دارای ابعاد معنایی گوناگون است. مروری بر نهجالبلاغه، ...
بیشتر
نوستالژی، احساس غم یا شادی هنگام يادآوری گذشته است که این احساس، ارتباطي نزديک با اغتراب سیاسی، اجتماعي و اخلاقی دارد. مفهوم اغتراب نیز با اندیشه، احساس و رفتار آدمی درآمیخته و در بسیاری از حوزههای فکری و آثار بروز یافته است. در نهجالبلاغه نیز اغتراب، حضوری قابل اعتنا دارد و دارای ابعاد معنایی گوناگون است. مروری بر نهجالبلاغه، بيانگر انعكاس حس غربت امام (ع) به خاطر رخدادهای جامعۀ پيرامـونش است. پژوهش حاضر سعی دارد تا به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی نوستالژی در نهجالبلاغه و سپس به ارتباط آن با اغتراب، بپردازد و به اين سؤال پاسخ دهد كه رابطۀ نوستالژی با انواع اغتراب چیست؟ و پدیدۀ اغتراب در نهجالبلاغه چگونه منعكس شده است؟ به نظر میرسد که اغتراب پديدهای است كه باعث نوستالژی ميشود. نوستالژی تقاضای اتصال و اغتراب تقاضای انفصال است و انگيزشهای فردی، اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی در ایجاد این حس مؤثر است. يافتههای پژوهش بيانگر آن است که حس اغتراب در آثار امام نمود بالایی دارد و غربت اجتماعی، غربت سیاسی، و دینی بيشتر از ساير جنبهها است. احساس تنهایی در جامعه، و نفرت از حاکمان از مهمترین عوامل بروز این احساس به شمار میرود. تأثیرپذیری امام (ع) از شرایط محیطی و ویژگیهای خاص شخصیتی در بروز عناصر نوستالژیک در نهجالبلاغه، از مهمترین نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر به شمار میرود.
محبوبه كوچكه؛ علی حسن نیا
چکیده
از ضروریات زندگی انسان ارتباط میباشد كه به چهارگونه تقسیم میشود: ارتباط با خداوند، ارتباط با خود، ارتباط با همنوعان وارتباط با طبیعت. در كلام امیرالمؤمنین علی، مضامین گرانقدر و مفیدی در چگونگی برقراری ارتباطات چهارگانۀ مؤثر و ضوابط و اصول آن استخراج میشود، كه بخشی از آنها را میتوان در نهج البلاغه جُست. این پژوهش نحوۀ ارتباط ...
بیشتر
از ضروریات زندگی انسان ارتباط میباشد كه به چهارگونه تقسیم میشود: ارتباط با خداوند، ارتباط با خود، ارتباط با همنوعان وارتباط با طبیعت. در كلام امیرالمؤمنین علی، مضامین گرانقدر و مفیدی در چگونگی برقراری ارتباطات چهارگانۀ مؤثر و ضوابط و اصول آن استخراج میشود، كه بخشی از آنها را میتوان در نهج البلاغه جُست. این پژوهش نحوۀ ارتباط با خویشتن در دو بُعد شناختی و رفتاری (عملی) را، با توجه به حكمتهای نهج البلاغه و به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی از نوع تحلیل مفهومی مورد مطالعه وتحلیل قرار میدهد. نتایج نشان میدهد كه اغلب حكمتهای نهجالبلاغه در دو بُعد شناختی و رفتاری كاربرد داشته، در تدوین اصول وقواعد ارتباطی قابل استفادهاند. ارتباط شناختی انسان با خویشتن بیشترین میزان توجّه و فراوانی را به خود اختصاص داده است. همچنین طبقه «شناخت فضایل اخلاقی» در ذیل محور «خود شناسی در ارتباط با خویشتن» در بین مؤلفههای ارتباط شناختی وارتباط رفتاری انسان با خود، بیشترین فراوانی را دارا میباشد، كه نشاندهندۀ اهمیت این مؤلفه است. در مجموع میتوان گفت كه، بسیاری از شاخصها وویژگیهای یک ارتباط خوب، همراستا و قابل انطباق با اكثر حكمتها هستند.
سید عبدالله اصفهانی
چکیده
قواعد تفسیر» از شاخههای علوم قرآنی و ریشه استنباط و ملاک گزینش دیدگاه صحیح تفسیری است. قاعده تفسیری «جری و تطبیق»، شیوهای عقلانی و برخاسته از آموزههای تفسیری اهلبیت (ع) است.پرسش اساسی مقاله حاضر كه با روش توصیفی، تحلیلی، مسئله محور و كتابخانهای نگارش یافته، كنكاش از كاربست قاعده فوق در متن نهج البلاغه است و اینكه امیر ...
بیشتر
قواعد تفسیر» از شاخههای علوم قرآنی و ریشه استنباط و ملاک گزینش دیدگاه صحیح تفسیری است. قاعده تفسیری «جری و تطبیق»، شیوهای عقلانی و برخاسته از آموزههای تفسیری اهلبیت (ع) است.پرسش اساسی مقاله حاضر كه با روش توصیفی، تحلیلی، مسئله محور و كتابخانهای نگارش یافته، كنكاش از كاربست قاعده فوق در متن نهج البلاغه است و اینكه امیر المؤمنین (ع) به عنوان قرآن ناطق و آشناترین صحابه با مبانی، منابع، قواعد و روشهای تفسیری پیامبر (ص)، در نهج البلاغه، در چه مواردی از گونههای مختلف «جری قرآن» استفاده نموده است، تا در نهایت، حركتی پژوهشی در استحكام بخشی و حمایت از قاعده فوق و تحكیم روش تفسیری اهلبیت (ع) باشد. دستاورد و نوآوری ویژه مقاله حاضر آن است كه با «مصداق كاوی» به عمل آمده در متن نهجالبلاغه، كاربست قاعده فوق، هجده مورد ـ كه در دوازده مورد، عین آیه قرآن، و در شش مورد آیه به شكل نقل به معنا و مضمون یا مشابه متن آیه ـ را به خود اختصاص داده است، كه از آن میان، پنج مورد به «جری ظاهر قرآن» با تأكید بر شأن نزول و سیاق آیه؛ و شش مورد به «جری ظاهر قرآن» با تقطیع از سیاق آیه؛ و هفت مورد باقیمانده به «جری باطن قرآن» اختصاص یافته است.
مرضیه فیاض؛ مهدی مطیع؛ محمد رضا حاجی اسماعیلی
چکیده
یکی از رویکردهای مهم در پژوهشهای ادبی الگوپذیری یک متن از متن دیگر است. امروزه به این نوع پژوهش رابطه بینامتنیت و یا تناص گفته میشود. این رابطه نشان میدهد که بعضی از متون خود آگاه یا نا خودآگاه از دیگر متون بهره جستهاند و بر آن است که بیان کند هر متن و گویندهای متأثر از دیگر متون و گویندگان سابق یا همزمان، بوده و آگاهانه و یا نا ...
بیشتر
یکی از رویکردهای مهم در پژوهشهای ادبی الگوپذیری یک متن از متن دیگر است. امروزه به این نوع پژوهش رابطه بینامتنیت و یا تناص گفته میشود. این رابطه نشان میدهد که بعضی از متون خود آگاه یا نا خودآگاه از دیگر متون بهره جستهاند و بر آن است که بیان کند هر متن و گویندهای متأثر از دیگر متون و گویندگان سابق یا همزمان، بوده و آگاهانه و یا نا خودآگاه از کلام و اندیشه آنها بهرهمند گردیده است. نوشته حاضر به ارتباط بینامتنیتی دو متن قرآن و نهج البلاغه میپردازد. قرآن متن پنهان یا غایب بوده و نهجالبلاغه، متن حاضر است. نگارنده بر آن است که ژرفا و عمق پیوند و ارتباط این دو متن را روشن سازد و تجلی نورانیت کلام وحی در سخنان امام علی(ع) را آشکار نماید. این پژوهش به شیوه توصیفی، تحلیلی، تطبیقی رابطه بینامتنیت قرآن با خطبه ۱۰۹ نهجالبلاغه را در حوزه اسماء و صفات الهی بررسی خواهد نمود و سپس انواع مختلف بینامتنیت اعم از نفی جزئی (اجترار ناقص و کامل)، نفی متوازی (امتصاص) و نفی کلی (حوار) را تعیین میکند. نتایج این تحقیق نشان میدهد بیشترین تأثیرپذیری کلام آن حضرت از قرآن متعلق به رابطه بینامتنیت از نوع نفی متوازی با حدود ٥۳ درصد و استفاده از نفی کلی و اجترار ناقص تقریباً مساوی با یکدیگر حدود ۲٤ درصد از مجموع درصدهای بینامتنی را به خود اختصاص داده و از احترار کامل بهره گرفته نشده است.
محمد علی وطن دوست؛ رقیه عاشری
چکیده
بحث از صفات الهی و چگونگی اثبات ان، از مباحث مهم فلسفی و كلامی شمرده میشود و دیدگاههای گوناگونی را در میان اندیشمندان اسلامی پدید آورده است. در میان روایات اسلامی، سخنان امام علی (ع)، از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است. در جستار حاضر تلاش شده است با شیوهای توصیفی - تحلیلی، سخنان امام علی (ع) در خطبه نخست نهج البلاغه، مورد ژرفنگری ...
بیشتر
بحث از صفات الهی و چگونگی اثبات ان، از مباحث مهم فلسفی و كلامی شمرده میشود و دیدگاههای گوناگونی را در میان اندیشمندان اسلامی پدید آورده است. در میان روایات اسلامی، سخنان امام علی (ع)، از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است. در جستار حاضر تلاش شده است با شیوهای توصیفی - تحلیلی، سخنان امام علی (ع) در خطبه نخست نهج البلاغه، مورد ژرفنگری قرار گیرد و رویكرد عقلانی امام (ع) در تبیین و اثبات صفات الهی بازخوانی و استخراج گردد. در پایان، این نتیجه به دست آمده است كه ایشان در اثبات صفات ثبوتی بر «نامتناهی بودن خدا» و در نفی صفات سلبی، بر «محدود بودن مخلوقات» تكیه نمودهاند و نیز در برخی موارد، با بهرهگیری از قاعده «تعرف الأشیاء بأضدادها» ضدّ صفاتی را كه از ویژگیهای مخلوقات است برای خداوند اثبات كردهاند. مهمترین صفاتی كه أميرمومنان (ع) به تبیین انها پرداختهاند، عبارتند از: «بساطت ذات»، «توحید»، «اخلاص یا نفی صفات زائد»، «قدیم بودن»، «فاعل بینیاز از ابزار»، «بصیر»، «متوحّد»، «علم ازلی پیش از ایجاد»، «آفریننده بینیاز از الگو»، «آفریننده بینیاز از اندیشه»، «محیط به موجودات»، «عارف به احوال موجودات».